روزي يک از دوستانم کتاب « زندگينامه و خاطرات آنتوني کويين » را به من داد . تا قبل از خواندن آن کتاب ، فقط از ديدن فيلمهايش بود که او را مي شناختم . اما کتاب چيزهاي ديگري براي گفتن داشت . آنتوني کويين ، خيلي صاف و ساده تمام ماجراهايي را که از هنگام ورودش به هاليوود برايش اتفاق افتاده بود ، در اختيار خواننده مي گذاشت. از روابط پنهان و آشکارش با هنرپيشگان زن هاليوود ، ماجراهاي عشق و عاشقي اش، روابط چند روزه و چند ماهه اش با بسياري از ستاره هاي آنروز و سرانجام جدايي از اين يکي و رفتن سراغ ديگري ... همان چيزهايي که امروز هم اخبار آن را مي توان در صفحات هنري بسياري از مجلات داخلي و خارجي خواند. ( مثلا ماجراهاي براد پيت و خانم جولي که يه چند تا فيلم با هم بازي کردند و آخرش هم با هم ازدواج کردند . تام کروز و نيکول کيدمن هم همينطور . اما سرانجام تام و نيکول به فکر جدايي افتادند . تام کروز رفت سراغ مدلي به نام کتي هولمز . نيکول کيدمن هم مشغول تربيت توله هاي تام کروز است...جالبتر اينکه به تازگي تام کروز از نيکول کيدمن براي مراسم عروسيشان دعوت کرده است)
کجا بوديم ؟ يادم آمد . داشتم از آنتوني کويين مي گفتم . او در فيلمهاي زيادي بازي کرد. اما شايد براي ما مسلمانها دو فيلم او معروفتر از بقيه باشد : « محمد رسول الله » و « عمر مختار » . او مسلمان نبود و شايد قبل از ايفاي اين نقشها اصلا اسم شخصيتهايي که بازي کرده بود را هم نشنيده بود .بله بسياري از هنرپيشگان ، فقط نقش بازي مي کنند . يکي نقش مثبت ، ديگري نقش منفي يکي آدم کش ديگري کلاهبردار و ... آنتوني کويين هم تنها نقش بازي کرد . او يک بازيگر حرفه اي بود . قرار نبود که او حمزه شود ويا عمر مختار .اما ..
اما آنتوني کويين زماني که عمر مختار را بازي کرد چنان تحت تأثير شخصيت او قرار گرفت که بنا به گفته خودش تا مدتها پس از اتمام فيلم ، ريشش را کوتاه نمي کرد...
راستش را بخواهيد تا اينجاي مطلبم را که خوانده ايد مقدمه بود براي بقيه سطور:
ماه رمضان امسال هم تمام شد و طبق سنت اين چند ساله ، صدا و سيما هم مايه گذاشت و فيلم و سريالهايي مناسب اين ماه عزيز براي بينندگان خود ساخت . سريالهايي که قرار است به نوعي با ديگر فيلمهاي تلويزيون فرق داشته باشد . اين سريالها ، بايد به شکل مستقيم و غير مستقيم پيام مذهبي خود را به بيننده القا کند . راستش را بخواهيد من اصلا اين سريالها را دوست ندارم و براي اين دوست نداشتن هم دليل دارم .
1- در سريالهاي امسال چنين تبليغ مي شد که مال، ثروت، خانه و ماشين و... مساوي است با فراموشي خدا . هر شخصيتي که امسال وضع مادي اش خوب بود ، آدم کافر و خدانشناسي بود. در عوض ،بدبختي ، فلاکت ، اجاره نشيني و فقر ميشود عين دينداري و معنويت . ( من اصلا طرفدار سرمايه داري نيستم ولي فقر هم با دين جور در نمي آيد . يعني اي ملت به اجاره نشيني خود بنازيد !!!)
2- تازه اين اول کار است . بايد بنشيني و ادامه فيلم را ببيني . نمي دانم اين صدا و سيمايي ها چي از جان اين ملت مي خواهند . فقط کافي است فيلمي از تلويزيون پخش شود . تا يک ماه پس از پايان آن ، بايد کانالها را عوض کني و هر روز هنرپيشه ها ي آن فيلم را ببيني که دارند از خودشان تعريف مي کنند ... امسال هم اين ماجرا ادامه داشت . درست روز عيد فطر ، تمامي کانالها به نوبت بازيگران سريالهاي ماه رمضان را دعوت کرده بودند که مثلا از احساس خود در آن نقش صحبت کنند . يکي نيست به اينها بگويد ، بابا اينقدر مردم را اذيت نکنيد . لا اقل اجازه ميداديد يک چند روزي مي گذشت و ما خاطره آن دختر خانم چادري را فراموش مي کرديم . همان خانمي که آنقدر با حيا بود که حتي به صورت پسردايي و نامزدش هم نگاه نميکرد !! اما خوب عيد است ديگر . آدم بايد به خودش برسد . همين حاج خانم انگار به مجلس عروسي دعوت شده بود. يک کيلو رژ لب ماليده بود به لبش که دوربين تلويزيون هم مجبور شد تصوير او را از فاصله 10 متري نشان بدهد . اين جاست که ياد آنتوني کويين مي افتم . آن بابا اصلا مسلمان نبود . او در هاليوود زندگي ميکرد و حداقل تا يکي ، دو ماه قيافه عمر مختار را حفظ کرد اما اين ستاره هاي ما که هم ايراني اند و مسلمان ، هنوز فيلم تمام نشده ، حجابها را برمي دارند !!
[4/2/1387- 10:36 ع] مسيح جان، شما همان دلفين باش!
[3/2/1387- 10:49 ع] آنچه امروز ديدم
[2/2/1387- 9:44 ص] دوست وهابي من و عشق آقاي خاتمي!
[31/1/1387- 11:44 ع] امان از اين حس غريب...
[30/1/1387- 2:32 ع] ابطحي و دم رضا شاه!
[29/1/1387- 1:0 ص] احمدي نژاد و سريالهاي تکراري!
[28/1/1387- 1:22 ص] نه! شيرين ، تو نبايد بميري!
[26/1/1387- 4:12 ع] سيما جان خسته نباشي!
[22/1/1387- 5:26 ع] اين داستان واقعي نيست!
[آرشيو شده ها]