پيامبر صلي الله عليه و آله از مغلطه کاري منع فرمود . [معاويه]
چهارشنبه 20 دي 1385 , ساعت 8:26 صبح

 



تهاجم فرهنگي يک تعبير عام دارد ، يک تعبير خاص و يک تعبير اخص . در هر سه اينها يهود به معناي صهيونيزم حرف اول و آخر را مي زند . تهاجم به معناي عام آن از زمان ظهور اسلام آغاز شده است . يهود وقتي ديد نمي تواند با موجوديت اسلام ، مقابله کند آمد داخل اين جبهه قرار گرفت و از داخل شروع به کار کرد . اصلي ترين و مهمترين و مخربترين کاري که اينها کردند ، انحراف اسلام از مسير ولايت بود . حسابش را بکنيد ، اگر اسلام – آنچنانکه حکم خدا و پيغمبر بود – با حکومت امام علي ( ع ) ادامه پيدا مي کرد عالم چه وضعي داشت و الان چه وضعي دارد .


اينها شروع کردند در مقابل هر سکه حقيقي ولايت ، دهها سکه بدلي روانه بازار کردند آنچنانکه کار تشخيص سکه حقيقي و بدلي براي عموم مردم دشوار شد . به خصوص که با سکه بدلي همه چيز مي شد خريد و با سکه حقيقي جز زندان و تبعيد و شکنجه و قتل ، هيچ چيز نمي شد خريد . اگر هفته وحدت مخدوش نمي شد مي گفتم که يهود در زمان پيغمبر چه کردند ، در سقيفه چه کردند . و چگونه پس از سقيفه ، لباس اسلام را بر اندام جاهليت ، قواره کردند و نسل در نسل ... بماند.


تهاجم فرهنگي به تعبير خاص آن از همين يکي – دو سده اخير ، آغاز شد . پروتکلهاي علماي يهود را نگاه کنيد ، همه چيز در کشورهاي تحت سلطه رسمي و غير رسمي طبق برنامه پيش مي رود . ببينيد در اين سده هاي اخير ، جهان دچار چه سير نزولي وحشتناکي شده است و ايران هم به تبع آن .


اينکه مي گويم يهود ، اصلا مقصودم اسراييل نيست که اسراييل اصلا قد و اندازه اين حرفها نيست . اسراييل فقط يک بناي سمبوليک است که ماهيت بنيانگزاران مستکبر و متجاوز آن را برملا مي کند . اسراييل ، طفل نامشروعي است که خبر از مناسبات وحشتناک پشت پرده مي دهد. اتفاقا اگر بانيان و حاميان اسراييل ، عقل درست و درماني داشتند ، اين طفل نامشروع را سربه نيست مي کردند و اين بناي يادبود را از بين مي بردند که رد پايي از جنايات و تجاوزات و مفاسد خود برجا نگذارند . البته اينکه بانيان اسراييل مي توانند اين طفل نامشروع را سردست بگيرند و با افتخار از آن حمايت کنند ، حکايت از بي غيرتي مردم دنيا مي کند که خود جاي بحث مفصلي دارد .بي ترديد عمده بلاهايي که بر سر مردم ايران و جهان در اين مدت آمده از سوي انگليس و امريکا و گردانندگان يهودي آنها بوده است . در فرهنگ ، هنر ، سينما ، معماري ، شهرسازي ، الگوپردازي ، اطلاع رساني و فرهنگ سازي مبدأ و منشأ همه انحرافات ، اينها هستند . براي خواندن کل مطلب بر ادامه کليک کنيد


        


در ايران هم مثل همه جاي ديگر ، همه چيز طبق برنامه پيش مي رفت تا اينکه ناگهان امام آمد و قاعده بازي را به هم ريخت ، خوابشان را آشفت و معادلاتشان را بر هم زد .تصور اين معجزه بي نظير را در مقابل سحر مستمرشان نمي کردند . تا مدتي هم گيج بودند . وقتي به خود آمدند و وقتي ديدند که با جنگ و حصر اقتصادي و نظامي هم نتوانستند بنيان اين نظام را براندازند ، تهاجم فرهنگي تازه اي را عليه اين تفکر و انديشه که براي آنها جدي ترين خطر محسوب مي شد آغاز کردند و اين همان تعبير اخص تهاجم فرهنگي است .به عبارتي اين تهاجم به منظور نابودي تفکر شيعي در ايران شروع شد ولي به ايران ختم نشده و نمي شود . استکبار جهاني به دنبال اين است که کل نقاط زير سلطه اش را از شيوع اين تفکر مصون نگه دارد . ابتدا تلاش
مي کرد که با شکست انقلاب اسلامي ايران ، اين تجربه را نا موفق نشان دهد ، همه راهها را رفت ، نشد و حتي نتيجه معکوس گرفت . به اين نتيجه رسيد که نظام را از درون مضمحل و مستحيل کند . جداي از عملکردشان ، اسرار مکشوفه شان هم اين تصميم تازه را نشان مي دهد. در اين مسير متاسفانه به توفيقات وحشتناکي هم دست يافته است و روز به روز هم بر اين توفيقات افزوده مي شود. چه بهتر از اينکه برخي از سياستمداران ما دانسته يا ندانسته ، بي جبيره يا با مواجب همان راهي را بروند که او طراحي کرده است . اين ، آن مفهوم دهشتناک تهاجم فرهنگي است که کل سرمايه هاي ديني ، فرهنگي و ملي ما را در معرض خطر جدي قرار داده است .


به فرض اينکه تهاجم فرهنگي ، سيلي است قدرتمند و پرمخاطره و دهشت انگيز ، اگر سدي محکم و استوار در مقابل آن تعبيه شود ، چه کاري از دست سيل ساخته است . دين ما ، معارف ما ، ارزشهاي فرهنگي ما مصالحي است که بي ترديد با آن محکمترين سدهاي دنيا را مي توان ساخت . حالا چرا با وجود چنين سدي آب تا خرخره بالا آمده است ، دلايل متعددي دارد . يکي اين است که سد را پشت سرمان گذاشته ايم و به آن تکيه داده ايم و خواب رفته ايم . دليل ديگر اين است که عده اي با ميخ و چکش شيطنت و جهالت ، افتاده اند به جان اين سد و براي اينکه قشنگتر و چشمگيرتر بشود ، هي سوراخهاي متعدد و متنوعي در آن ايجاد مي کنند و باعث مي شوند که آب ، راه نفوذ بيشتري به انبار مهمات پيدا بکند . عده اي هم لب سد نشسته اند و سطل سطل آب بر مي دارند و مي ريزند اين طرف و براي هوراي تشويق آميز دشمن ، دست « خواهش مي کنم » تکان مي دهند . عده اي هم عليرغم اينکه تا بالاي سر زير آبند ، هر از گاهي سر در مي آورند و با تعجب مي پرسند : سيل ؟ کجاست ؟ پس چرا ما نمي بينيم ؟! عده اي هم معتقدند يک سري اطلاعيه و خطابه و بيانيه صادر کنيم و بگذاريم پيش روي سيل که خودش جرأت نکند جلو تر بيايد . عده اي هم معتقدند که تعداد معتنابهي چماق در مسير سيل بکاريم و گهگاه به ميزان ضرورت مشت محکمي بر دهان سيل بزنيم . و در اين ميان ، کار آن عده اي که مشغول تعبيه کانال توسعه ميان دو طرف سد هستند از همه قشنگتر و مفيد تر است . اين عده معتقدند که وقتي آب بر اساس قانون ظروف مرتبطه در دو طرف سد يک اندازه شود ، مشکل از بيخ حل مي شود و اين همه بحث و دعوا و حرف و حديث ، موضوعيت خود را از دست مي دهد ! حالا شما اگر جاي سيل باشيد ، با اين همه زمينه هاي مساعد ، پيشروي نمي کنيد ؟


سابقا يک گوهر بسيار نادر و کميابي بود ، به آن مي گفتند : اخلاص . الان اين گوهر خيلي کميابتر از گذشته شده است . آنها هم که دارند ، خيلي رو نمي کنند و آنها که رو مي کنند ، اغلب ندارند . اين اخلاص ، يک اکسير عجيبي بود که باعث برکت در کارها مي شد . مي ديدي کمترين و کوچکترين کار ، با وجود اين اکسير برکت فراواني پيدا مي کرد و آثار ماندگاري برجا مي گذاشت . اگر ما بخواهيم خودمان را حفظ کنيم يک مناسباتي دارد و اگر بخواهيم دين و اعتقادات و ارزشها و باورها را حفظ کنيم ، قاعده اي ديگر . و اگر بخواهيم براي حفظ خودمان ، اين باورها و اعتقادات و ارزشها را وسيله کنيم که يا ويلنا .


فکر کنم توضيح بيشتر به مصلحت هيچکداممان نباشد.



[7/2/1387- 10:6 ع] آهستان....... تعطيل نمي‏شود!
[4/2/1387- 10:36 ع] مسيح جان، شما همان دلفين باش!
[3/2/1387- 10:49 ع] آنچه امروز ديدم
[2/2/1387- 9:44 ص] دوست وهابي‏ من و عشق آقاي خاتمي!
[31/1/1387- 11:44 ع] امان از اين حس غريب...
[30/1/1387- 2:32 ع] ابطحي و دم رضا شاه!
[29/1/1387- 1:0 ص] احمدي نژاد و سريالهاي تکراري!
[28/1/1387- 1:22 ص] نه! شيرين ، تو نبايد بميري!
[26/1/1387- 4:12 ع] سيما جان خسته نباشي!
[22/1/1387- 5:26 ع] اين داستان واقعي نيست!
[آرشيو شده ها]