خداوند، بنده اي را که دهان خود را مي گشايد و مي گويد : «بارالها ! به من روزي بده» ؛ ولي دست از طلبِ روزي مي کشد، دشمن مي دارد . [.امام علي عليه السلام]
جمعه 29 دي 1385 , ساعت 12:21 عصر

اما تو اي حسين


با تو چه بگويم


شب تاريک و


بيم موج و  


گردابي چنين حايل


But you , o hossein!


What can I say to you ?


And in fear of a wave


And a terrible whirlpool


The night is dark




و تو اي چراغ راه


اي کشتي رهايي


اي خوني که از آن نقطه صحرا     


جاودان مي تپي و مي جوشي


And you o light of the way !


O ship of salvation


O blood which is eternally pulsating


And bubbling from that point of the desert



 


و بر بستر زمان جاري هستي


و بر همه نسلها مي گذري


و هر سرزمين حاصلخيزي را سيراب خون مي کني


و هر بذر شايسته اي را در زير خاک مي شکافي و مي شکوفاني


و هر نهال تشنه اي را به برگ و بار حيات و خرمي مي نشاني


Flowing in the river bed of time


Passing through all generations


Quenching every fertile land with blood


And breaking open every worthy seed


From under the earth


Causing it to blossom


Giving the leaf and fruit of life and greenness.


And to every thirsty sapling


اي آموزگار بزرگ شهادت


برقي از آن نور را بر اين شبستان سياه و نوميد ما بيفکن


قطره اي از آن خون را بر بستر خشکيده و نيم مرده ما جاري ساز


و تفي از آتش آن صحراي آتش خيز را به اين زمستان سرد و فسرده ما ببخش


O great teacher of martyrdom!


Hurl at us some lightening from that light


In this night of darkness and hopelessness


To our cold and frozen winter


In our dry and dying  river-bed


Grant some of the flame


Of the fire of that fiery desert


Cause drops of that blood to flow


اي که مرگ سرخ را برگزيدي


تا  عاشقانت را از مرگ سياه برهاني


تابا هرقطره خونت ملتي را
حيات بخشي


و تاريخي را به طپش آري


و کالبد مرده وفسرده عصري را گرم کني


و بدان جوشش و خروش زندگي و عشق و اميد دهي


ايمان ما ، ملت ما ، تاريخ فرداي ما


کالبد زمان ما ، به تو و خون تو محتاج است 


To you who have selected a red death


In order to release your lovers


From a disgraceful death


So that with every drop of your blood


You grant life to a nation


Give heat to the dead and depressed corpse of time


Make the heart of history beat


And give the excitement of life


And hope and love to it


The corpse of our time


The history of our tomorrow


Are all in need of you and your blood.


Our faith , our nation


نوشته دکتر علي شريعتي



[7/2/1387- 10:6 ع] آهستان....... تعطيل نمي‏شود!
[4/2/1387- 10:36 ع] مسيح جان، شما همان دلفين باش!
[3/2/1387- 10:49 ع] آنچه امروز ديدم
[2/2/1387- 9:44 ص] دوست وهابي‏ من و عشق آقاي خاتمي!
[31/1/1387- 11:44 ع] امان از اين حس غريب...
[30/1/1387- 2:32 ع] ابطحي و دم رضا شاه!
[29/1/1387- 1:0 ص] احمدي نژاد و سريالهاي تکراري!
[28/1/1387- 1:22 ص] نه! شيرين ، تو نبايد بميري!
[26/1/1387- 4:12 ع] سيما جان خسته نباشي!
[22/1/1387- 5:26 ع] اين داستان واقعي نيست!
[آرشيو شده ها]