محرم آمد و با آمدنش دوباره ما رو به ياد مظلوميت خاندان رسول خدا انداخت (البته اين خود نمونه بارز مظلوميت اهل بيت است که ، ما فقط بايد در ايام خاصي به ياد آنها باشيم ! ) و حالا که در اين روزها فرصتي پيش آمده تا کمي بيشتر و عميقتر درباره حوادث عاشورا فکر کنيم ، بد نيست که من هم ، هر چند مختصر حرفي بزنم و چيزي بنويسم . اما مساله ، آنقدر بزرگ است که نمي شود آنرا با موضوعات ديگر مقايسه کرد . سابق يک چيزي مي نوشتم و در وبلاگ مي گذاشتم . شايد هم کمي چاشني احساس ، باعث مي شد که مطلبم ، به مذاق خوانندگان خوش بيايد و آنها را راضي کند ، اما درباره حادثه اي که در دل خود ، انواع و اقسام ايثار ، حماسه ، جوانمردي ، مظلوميت ، احساس ، عاطفه... و از طرف ديگر پستي و رذالت و جهالت و بي رحمي ... را يک جا دارد ، من چه بگويم ؟ چه مي توانم بگويم ؟ پس اين سخن بگذار تا وقت دگر ...
اما يکي از چيزهايي که باعث شد تا همين چند خط را هم بنويسم ، موضوعي است که مدتهاست ذهنم را مشغول کرده و در اين فرصت قصد دارم مختصري در مورد آن بنويسم . موضوعي که چند سالي هست که آرام آرام و شايد هم بطور برنامه ريزي شده ، مراسمات مذهبي ما را نشانه گرفته و باعث بوجود آمدن انواع خرافات و بدعت ها ، در مداحي ها و عزاداريهاي ما شده .
چند سالي است که وقتي ماه محرم در خيابانهاي شهر قدم مي زنيم ، تصاوير چند متري با نقوش منتسب به امام حسين و حضرت عباس را مي بينيم که در کنار تکيه ها و هيئت هاي عزاداري قرار گرفته اند .
چند سالي هست که مي شنويم و مي بينيم بعضي مداحان محترم براي گرم کردن و به قول خودشان شور گرفتن مجلس ، انواع و اقسام شعرها و نوحه هايي را مي خوانند که هيچکدامشان با روح و آرمان قيام امام حسين ، سنخيتي ندارد . چند سالي است که مي بينيم ، در بعضي مجالس ، در برابر دوربينهاي فيلمبرداري چه حرکات و رفتارهاي جاهلانه اي صورت مي گيرد . حرکت هايي که متاسفانه باعث بوجود آمدن تبليغات منفي دشمنان و جاهلان و همچنين بد جلوه دادن مذهب شيعه مي گردد .
من نمي دانم در ذهن اين افراد چه مي گذرد ؟ آيا اين زنده نگه داشتن محرم و بزرگداشت حادثه کربلاست ؟ آيا اگر در برابر دوربين ، مداحي ، ميکروفوني را که در دست گرفته ، محکم به سرش بکوبد ، عاشورا را زنده نگه داشته است ؟ آيا اگر در مجلسي ، يک ساعت با آهنگ خاصي طوري حسين حسين بگوييم که فقط صداي « حوس حوس » به گوش برسد ، ياد امام حسين را گرامي داشته ايم .
سابق اينگونه بود که مداح ، اشعار حماسي و عاطفي را با سوز و گداز خاصي مي خواند و تاثير آن نيز غالبا بر دل و جان شنوندگان تا مدتها پابرجا بود . اما امروزه نه از اشعار حماسي خبري هست و نه از اشعار عاطفي به معناي واقعي آن . امروز ، آنچه مهم مي نمايد ، ريتم و آهنگي است که بر مبناي آن قرار است همه سينه بزنند و يا عزاداري کنند .
حتما يادتان هست امام عزيز را که خود بزرگترين رهرو و گريه کن شهيدان کربلا بوده و هست . محرم هر سال که در حسينيه جماران مراسمي برپا بود ، مداح پيري را دعوت مي کردند تا در حضور امام مداحي کند . او کسي نبود جز ، حاج آقا کوثري که با صداي محزون و پر اخلاصش و البته به دور از هر گونه تحريف و بدعت ، مصيبت هاي کربلا را مي خواند و امام بزرگوار ، اشک مي ريخت و آرام سينه مي زد. يا مراسمهاي مختلفي که هر ساله در حضور رهبر بزرگوار انقلاب برگزار مي شود ، هيچگاه ديده نشده که آن مواردي که قبلا از آن صحبت کرديم در حضور ايشان انجام شود . حتي ايشان ، در جلسات مختلفي که با مداحان داشته اند از آنان خواستند که در بزرگداشت اين حادثه بايد به سه عنصر منطق و عقل، حماسه و عاطفه پرداخته شود. اما متاسفانه در مجالس ما معمولاً فقط به بخش عاطفه و جنبه مظلوميت آن حضرت و اصحاب و اهل بيتش پرداخته مى شود. مساله ديگر ، ناديده گرفتن فلسفه عزاداري و پرداختن به موضوعاتي است که اصلا هيچگونه ربطي به اصل بزرگداشت قيام کربلا ندارد . به عنوان مثال ، حرکت دادن علم هاى بسيار سنگين در دسته ها که معمولاً عامل رقابت ميان دسته ها است . حتي براي اين علمها ، قوانين خاصي را ساخته اند که مثلا اگر علمي از يک هيئت به سمت دسته ديگر مي رود ، علم آن دسته نيز بايد به استقبال اين علم بيايد و دقايقي فقط به سلام و جواب خاص آن دو علم ، پرداخته مي شود . گاهي اوقات ، مساله از اين هم فراتر رفته تا جايي که براي اين علمها کرامات خاصي هم ساخته شده است .
« ظاهراً اين رسم در دوران قاجار از قفقاز به ايران سرايت کرده و هيچ منشاء عقلانى ندارد. بهتر است به جاى اين علم ها از پرچم هاى الله اکبر و لااله الاالله و از پارچه نوشته هاى مزين به سخنان امام حسين عليه السلام که ضمناً فلسفه و پيام قيام ايشان را مشخص مى کند استفاده شود تا بر معارف مردم افزوده شود.بجا است افراد موجه، مثلاً روحانيون و دانشگاهيان موثر و محبوب در ميان مردم، اين گونه دسته ها را راه اندازى و ساماندهى کنند تا به تدريج خرافات از دسته هاى عزادارى ما زدوده شود.خلاصه کلام اينکه بايد عزادارى هاى امام حسين عليه السلام را از حالت سرگرمى و يک عادت سالانه خارج کنيم تا اين منبع عظيم نيرو همچنان موجب تهذيب و جنبش جامعه اسلامى و مايه هراس ظالمان جهان باشد. اين امر، عزم ملى و روشن بينى و همکارى و همدلى روحانيت و مردم را مى طلبد که به فضل خدا همه اين عوامل موجود است » 1
پاورقي :
1- سايت خيمه
[4/2/1387- 10:36 ع] مسيح جان، شما همان دلفين باش!
[3/2/1387- 10:49 ع] آنچه امروز ديدم
[2/2/1387- 9:44 ص] دوست وهابي من و عشق آقاي خاتمي!
[31/1/1387- 11:44 ع] امان از اين حس غريب...
[30/1/1387- 2:32 ع] ابطحي و دم رضا شاه!
[29/1/1387- 1:0 ص] احمدي نژاد و سريالهاي تکراري!
[28/1/1387- 1:22 ص] نه! شيرين ، تو نبايد بميري!
[26/1/1387- 4:12 ع] سيما جان خسته نباشي!
[22/1/1387- 5:26 ع] اين داستان واقعي نيست!
[آرشيو شده ها]