آيا شنيدهايد که مازندرانيها به تلويزيون ميگويند ناطق نوري ؟!! ...
امروز « ناطق نوري» خانه ما مطابق معمول روشن بود و برنامه ويژه قبل از افطار را پخش ميکرد. مهمان امشب هم محمد، که از سر و وضعش معلوم بود چندين طبقه زير خط فقر به سر ميبرد! مجري برنامه هم چندين بار اين را به رخش کشيد و حتي قيمت پيراهن تن محمد را هم پرسيد! البته « ناطق نوري» هميشه عادت دارد که در چنين ايامي حس همدردياش گل کند و يادش بيايد که در مملکت ما آدمهايي هم زندگي ميکنند که اصلا در خانهشان « ناطق نوري» ندارند؟! اينکه « ناطق نوري» مملکت ما، دل ميسوزاند و دلها را ميسوزاند جاي تشکر دارد اما حيف که « ناطق نوري» اينها را خيلي زود فراموش ميکند! باور نميکنيد؟ پس منتظر عيد فطر باشيد و ببينيد که مهمانان ويژه « ناطق نوري» چه کساني هستند؟! تجربه اين سالها نشان داده است، که ديگر نه از « محمد» خبري ميشود و نه از « علي اکبر» و نه باقي ساکنان زير خط فقر! آنها فقط به درد روزها وشبهاي ماه مبارک ميخورند تا ما پز همدردي بدهيم و اشکي بريزيم و آهي برآوريم و خدا را بر اين حس معنوي سپاس بگوييم. اما مهمانان عيد فطر بايد خوش آب و رنگ باشند. بخندند و بخندانند. مهمانان « ناطق نوري» پيراهنشان ميارزد به تمام دار و ندار «محمد»ها! راه رفتنشان و خراميدنشان هم به ادا و اطوار « علي اکبر»ها ... خوب حتما ميگوييد روز عيد است و نبايد کام مردم را با ديدن فقر و محروميت تلخ کرد. بله صد در صد با اين عقيده موافقم. بخاطر همين هم هست که رنگ مانتوي بعضي از مهمانان « ناطق نوري»، با شادي و خوشي عيد فطر تناسب ويژهاي دارد و باعث نشاط معنوي بينندگان ميشود... حالا بعضي ها بروند و شب و روز ماهواره تماشا کنند. بروند و با شبکههاي خارجي حال کنند. ما يک موي « ناطق نوري» خودمان را با تمام آن خارجيها عوض نميکنيم!
قابل توجه خوانندگان محترم: در اين نوشته هر جا که از اصطلاح « ناطق نوري» استفاده شده است، منظور همان تلويزيون است که هموطنان عزيز مازندراني به آن ميگويند « ناطق نوري»؟! اين توضيح را نوشتم که يکبار براي کسي سوءتفاهم پيش نيايد و با آن آقاي « ناطق نوري» که قبلا رييس مجلس بودند اشتباه گرفته نشود!
[4/2/1387- 10:36 ع] مسيح جان، شما همان دلفين باش!
[3/2/1387- 10:49 ع] آنچه امروز ديدم
[2/2/1387- 9:44 ص] دوست وهابي من و عشق آقاي خاتمي!
[31/1/1387- 11:44 ع] امان از اين حس غريب...
[30/1/1387- 2:32 ع] ابطحي و دم رضا شاه!
[29/1/1387- 1:0 ص] احمدي نژاد و سريالهاي تکراري!
[28/1/1387- 1:22 ص] نه! شيرين ، تو نبايد بميري!
[26/1/1387- 4:12 ع] سيما جان خسته نباشي!
[22/1/1387- 5:26 ع] اين داستان واقعي نيست!
[آرشيو شده ها]