از ابلهى است پيش از توانا بودن شتابيدن ، و پس از فرصت داشتن درنگ ورزيدن . [نهج البلاغه]
پنجشنبه 19 مهر 1386 , ساعت 1:10 عصر

در پاسخ به وبلاگ اصلاح طلبان


پس از نوشتن مطلب پيامبر، احمدي‏نژاد و تيجاني در اين وبلاگ، گويا دوستان اصلاح‏طلب ما آشفته شده و مطلبي را در رد آن، در وبلاگ خود قرار داده‏اند. اما متاسفانه باز همان اتهامات و حرفهاي هميشگي خود را به بهانه نقد تکرار کرده‏اند. اينک پاسخي بر نوشته آنها:


سلام بر شما دوستداران خاتمي عزيز!خيلي ممنونم که در وبلاگ خود، يادي هم از بنده حقير کرده‏ايد. مطلبتان را خواندم اما معلوم نيست که دليل عصبانيت شما دقيقا چه چيزي است: مطلب بنده؟ حمايتم از احمدي نژاد؟ بيان حرفهاي تيجاني؟ يا منتخب شدن اين مطلب در پارسي بلاگ؟ يا اينکه همه اين موارد؟ البته با کمي دقت در نوشته شما، تاحدودي مي‌توان به نيت شما پي برد. در نگاه اول گويا از بنده و يا آقاي تيجاني عصباني شده‏ايد که چرا گفته‏ايم احمدي‏نژاد شخصيت محبوبي است؟! و چرا سخنان تيجاني را درباره او تکرار کرده‏ايم. به همين خاطر برآشفته شديد و پرسشهايي را مطرح کرديد. البته خودتان هم زحمت پاسخگويي به آن را کشيده و نتيجه دلخواه را هم گرفته‌ايد. به قول معروف خود بريدي و دوختي! پس اجازه بدهيد که بنده هم سوالاتي را از شما بپرسم :


1-    شما از چند درصد جوانان مملکت آمار گرفته‌ايد که مطمئن هستيد دکتر احمدي‌نژاد در ايران محبوب نيستند؟ طبق کدام آمارگيري علمي اين چنين قاطعانه اظهار نظر مي‌کنيد؟


2-    تيجاني چه حرف غير عقلاني زد که اينچنين خشم شما را در پي داشته؟ آيا حديثي جعل کرد؟ آيا سخن ناروايي به رسول گرامي اسلام روا داشت؟ آيا مرتکب چاپلوسي و تملق شد؟ جالب اينجاست که شما هم مثل همانهايي بر او ايراد گرفتيد که خودشان در تلويزيون گفتند. همانهايي که از گفته او تعجب کردند. به نظر بنده اين شما هستيد که حديث جعل کرديد و حرف خودتان را به پيامبر اسلام نسبت داديد. تا جايي که ما شنيديم تيجاني يک حديث را از زبان رسول بيان کرد که مصداقش هرکسي مي‌تواند باشد. حتي رييس‌جمهور دائمي شما ( آقاي خاتمي!). بعيد مي‌دانم که در فهميدن و درک آن مشکل داشته باشيد. اما مشکل آنجاست که اساسا شما نمي‌خواهيد اسم شخصي به نام احمدي‌نژاد را بشنويد. مشکل از تيجاني نيست. مشکل از صدا و سيما هم نيست. مشکل از پيامبر هم نيست که حديثي براي امت بيان کرد. مشکل از شماست برادر. بله از شما که اين نام براي شما نوعي آلرژي و حساسيت به همراه دارد.


3-    از خرافات نوشتيد و ما را بدان متهم کرديد. شکر خدا که هيچيک از ما، به اندازه برادران اصلاح طلب شما، خواب و رويا نمي‌بينيم. هنوز يادمان نرفته که آقاي خاتمي عزيز در دوران وزارتش، بر اثر يک خواب، عطاي وزارت را به لقايش بخشيدند. شيخ اصلاحات جناب کروبي هم که در خواب ديدن و تعبير آن استاد همه هستند. ديگر چيزي براي ما باقي نمانده نمي‌ماند. پس از کدام خرافات دم مي‌زنيد؟ اينکه حديثي از پيامبر نقل شود، آيا به نظر شما خرافات است؟ اگر درباره ظهور امام زمان صحبت شود، خرافات ترويج شده است؟ اگر بگوييم که نشانه‌هاي اضمحلال نظام سرمايه‌داري ديده مي‌شود، اسير خرافات شده‌‌ايم؟ خدا کند که شما براي فرار از خرافات، از آنسوي بام به زمين نيفتيد!


4-    از تشابه کارگزاران و مشارکتي‌ها به وهابيت ناراحت شده‌ايد. اولا دليل ناراحتي شما براي ما مشخص نيست. براي عصباني بودن از تيجاني، که لازم نيست آدم حتما وهابي باشد. البته تشابهاتي در اين خصوص وجود دارد. هردو گروه از تيجاني بيزارند به اين علت که او احاديث موثق رسول گرامي اسلام را ذکر مي‌کند و بر اساس مقتضيات زمان، شرحش را هم بيان مي‌کند. تيجاني با استفاده از کتب اهل سنت، حقانيت شيعه را اثبات کرد. احاديثي که قرنها در کتب اهل تسنن، وجود داشت. اما نگاه عالمانه و محققانه تيجاني لازم بود که آنها را کنار هم بگذارد و بفهمد آنچه را که ديگران نمي‌فهميدند. اين است دليل عصبانيت وهابيون که بجاي پاسخ دادن و نوشتن کتاب در جواب شبهات تيجاني، تنها به ناسراگويي و اهانت به او مي‌پردازند. آيا شما کاري غير از اين انجام داديد؟ آيا دليلي بر رد گفته او آورديد؟ جز آنکه او را متهم به تملق و چاپلوسي و تحريف احاديث رسول کرديد. نکته بعدي اينکه، علماي متعصب و جاهل وهابي تا به حال حتي يک کتاب هم بر عليه صهيونيزم ننوشته‏اند و نگاه تند و تيز آنها فقط و فقط متوجه شيعه و ساير فرق اسلامي است. آيا دوستان مشارکتي شما مانند آنها، از بيان افسانه هولوکاست از زبان رييس جمهوري، آشفته نشدند؟!...


5-    شما به بزرگواري خودتان ببخشيد که به دوستان متعصب مشارکتي شما توهين شده است. حق داريد که جانب آنها را بگيريد. اما براي ما هم اين حق را قائل باشيد که به  آن متعصبان اعتمادي نداشته باشيم. همانها که در دوران اصلاحات، براي هيچ حزب و گروهي، حتي هم‌پيمانان خود هم حقي قائل نبودند. همانها که هشت سال تمام، بوي تعصب و کينه و آشوب را در فضاي اين مملکت پراکنده کردند. همانهايي که روزگاري منتقدان خود را با چماق اصلاحات از صحنه خارج کردند. همانهايي که سالها بر بيت المال اين مملکت دست داشتند و آنرا خرج روزنامه و شب نامه و حزب و جبهه و مجمع خود ‌کردند. همانهايي که سالهاست مانند کرکس و کفتار، بر تمام معادن و مخازن و زمينهاي کشاورزي کرمان و يزد و ... چيره شده‌اند و مشغول غارت و تاراج نعمتهاي خدادادي اين ملت هستند. همانهايي که با آراي مردم به کرسي‌هاي مجلس تکيه زدند، اما چون دشمنان ملت در راهروهاي مجلس بست نشتند و تحصن کردند و بالاي سرشان هم به زبان انگليسي نوشتند که تحصن نمايندگان مجلس؟! خوب برادر ما که خطمان فارسي بود. پس آنها براي چه کساني اين نمايش را ترتيب داده بودند؟


ختم کلام: براي کوبيدن احمدي‌نژاد، نيازي به اين همه داستان و بدو بيراه گفتن به تيجاني و گله از آهستان و متهم کردن پارسي‌بلاگ نبود. فقط يک کلام مي‌نوشتيد ما از احمدي‌نژاد بيزاريم!



[7/2/1387- 10:6 ع] آهستان....... تعطيل نمي‏شود!
[4/2/1387- 10:36 ع] مسيح جان، شما همان دلفين باش!
[3/2/1387- 10:49 ع] آنچه امروز ديدم
[2/2/1387- 9:44 ص] دوست وهابي‏ من و عشق آقاي خاتمي!
[31/1/1387- 11:44 ع] امان از اين حس غريب...
[30/1/1387- 2:32 ع] ابطحي و دم رضا شاه!
[29/1/1387- 1:0 ص] احمدي نژاد و سريالهاي تکراري!
[28/1/1387- 1:22 ص] نه! شيرين ، تو نبايد بميري!
[26/1/1387- 4:12 ع] سيما جان خسته نباشي!
[22/1/1387- 5:26 ع] اين داستان واقعي نيست!
[آرشيو شده ها]