قدرت حاکمان پاسبانان خداست در زمين او . [نهج البلاغه]
سه‏شنبه 27 آذر 1386 , ساعت 9:32 عصر

شب بود و سکوت، اما کوير نبود!


و من خسته و دلشکسته از بازي روزگار و دلتنگ و پريشان از فراق يار و ديار، در پناه شب و سکوت، چشم براه آمدن روزها و شبهايي که سرنوشت نامعلوم مرا رقم خواهند زد!


و با آنکه کوچکترين نسبتي با کوير ندارم، دلم براي کوير تنگ شده است، گويا که در کوير، دلم را جا گذاشته ام!



[7/2/1387- 10:6 ع] آهستان....... تعطيل نمي‏شود!
[4/2/1387- 10:36 ع] مسيح جان، شما همان دلفين باش!
[3/2/1387- 10:49 ع] آنچه امروز ديدم
[2/2/1387- 9:44 ص] دوست وهابي‏ من و عشق آقاي خاتمي!
[31/1/1387- 11:44 ع] امان از اين حس غريب...
[30/1/1387- 2:32 ع] ابطحي و دم رضا شاه!
[29/1/1387- 1:0 ص] احمدي نژاد و سريالهاي تکراري!
[28/1/1387- 1:22 ص] نه! شيرين ، تو نبايد بميري!
[26/1/1387- 4:12 ع] سيما جان خسته نباشي!
[22/1/1387- 5:26 ع] اين داستان واقعي نيست!
[آرشيو شده ها]