خيابانها بسته شده اند، پليس مراقب رفت و آمد آدمهاست و از نزديک شدن آنها به صحنه جنايت جلوگيري ميکند. ماشيني آن اطراف پارک ميکند و يک خانم پليس و همکاران مردش از آن پياده ميشوند و به طرف جسد ميروند. خانم بازرس، پارچه را از روي جسد کنار ميزند. يکي از مردها، حالش بهم مي خورد، اما در قيافه خانم بازرس هيچ تغييري ايجاد نميشود و او خيلي خونسرد به کارش ادامه ميدهد...
در سالهاي اخير، فيلمها و سريالهاي زيادي از تلويزيون ديده ايم که در آنها، چنين صحنههايي وجود داشته اند. سريالهايي که بيش از آنکه درباره پليس باشد، درباره زنان پليس است! و بيشتر از آنکه نشان دهنده جرم و جنايت و مبارزه با آن باشد، درباره قدرتنمايي زنان و برتري آنها بر مردان است! اشتباه نشود. بنده مخالف حضور بانوان در عرصههاي اجتماعي نيستم، مخالف حضورشان در نيروهاي نظامي و انتظامي هم نيستم. اما مخالف تغييرات مصنوعي در جايگاه واقعي زنان و مردان هستم. مخالف هرگونه دستکاري در نظام فطري آفرينش و ناديده گرفتن آن هستم! مخالف اين قبيل فيلمهايي که تمام سعيشان اينست که وانمود کنند زنان و مردان در همه چيز با هم برابرند و حتي برابر هم نه، بلکه برتر! و نتيجهاش اين ميشود که مي بينيم مرد، علي رغم شخصيت خشن و مردانهاش با ديدن يک جنازه غش مي کند، اما زن با آنهمه روحيه لطيف و زنانه و مهربان، به همکار مردش ميخندد! احتمالا تا چند سال ديگر هم بايد شاهد خوابيدن مردان در زايشگاهها و استفاده آنها از مرخصي زايمان باشيم!...
اما اين فرهنگ به سينما و تلويزيون کشور ما هم کشيده شد. در سالهاي اخير شاهد بوديم که فيلمهاي بسياري با محوريت پليس و نيروي انتظامي ساخته شده که انواع و اقسام پليس را به ما نشان دادهاند! از پليس «جوان» و «گريان» گرفته تا پليس «پير» و «عاشق» و «چاق» و «لاغر» و ... در اين ميان، مهدي فخيم زاده، علاقه فراواني به موضوع «پليسهاي زن» نشان داد و تاکنون دو سريال «خواب و بيدار» و «بي صدا فرياد کن» را به اين موضوع اختصاص داده است. در سريال «بي صدا فرياد کن» که هم اکنون شاهد پخش آن هستيم، مانند سريال قبلي، نقش هاي عمده بر عهده خانمهاي پليس قرار دارد. مسئول پيگيري پرونده، آنها هستند، در راه و کوچه و خيابان، آنها هستند که جنايتکاران را تعقيب مي کنند و اگر مردي هم پيدا شود که دست بر قضا وظيفهاش تعقيب و گريز باشد، بايد با اجازه و هماهنگي با خانم رييس باشد! خانمهاي پليس حتي بطور شبانه روزي ، تمام حرکات متهمان را زير نظر دارند! فقط تنها چيزي که در اين سريال مشخص نيست، اينست که اين خانمهاي وظيفه شناس کي، وقت مي کنند که به خانه و زندگي خود بپردازند؟! همانطوريکه بيان شد، فخيم زاده در دو سريال پليسي خود، بر نمايش قدرت و رياست زنان بر مردان تاکيد فراوان داشته است! کاري که سالهاست در فيلمهاي غربي اتفاق افتاده و شايد در تهيه و توليد آنها، فرهنگ و انديشه فمينيستي و زن گرايانه نيز وجود داشته باشد.
بار ديگر تاکيد مي کنم که بنده منکر حضور زنان در اجتماع و مراکز انتظامي نيستم، اما سوال اينجاست که چند درصد از نيروهاي پليس مملکت را زنان تشکيل مي دهند و از ميان آنها، چند درصدشان به مدارج بالاي تصميم گيري ميرسند که بايد شاهد چنين سريالهايي باشيم؟! و سوال مهمتر، آيا در پليس کشور ما از زنان در چنين ماموريتهايي استفاده ميشود؟ شايد دقت در علت حضور بانوان در نيروي انتظامي پاسخگوي اين سوالات باشد.

[4/2/1387- 10:36 ع] مسيح جان، شما همان دلفين باش!
[3/2/1387- 10:49 ع] آنچه امروز ديدم
[2/2/1387- 9:44 ص] دوست وهابي من و عشق آقاي خاتمي!
[31/1/1387- 11:44 ع] امان از اين حس غريب...
[30/1/1387- 2:32 ع] ابطحي و دم رضا شاه!
[29/1/1387- 1:0 ص] احمدي نژاد و سريالهاي تکراري!
[28/1/1387- 1:22 ص] نه! شيرين ، تو نبايد بميري!
[26/1/1387- 4:12 ع] سيما جان خسته نباشي!
[22/1/1387- 5:26 ع] اين داستان واقعي نيست!
[آرشيو شده ها]