آنروزها هنوز نميشد به اميران کشورهاي عربي لقب سيب زميني را نسبت داد. چرا که آنها خود را براي نبردي همه جانبه با دشمن اسرائيلي آماده ميکردند. مصر آغازگر اين ماجرا بود و دامنه آن به سوريه، عراق و اردن هم کشيده شد. راديوي عربي مصر، با پخش آهنگهاي حماسي از مردم فلسطين ميخواست که هر چه سريعتر از سرزمينهاي اشغالي خارج شوند تا اسير بلدوزرهاي مصري نشوند! بلدوزرهايي که قرار بود اسرائيليها را به دريا بريزد. کشورهاي برادر، جهاد مقدسشان را آغاز کردند، اما در نهايت نه تنها شهري و روستايي آزاد نشد، بلکه بخشهايي از خاک خودشان هم به تصرف اسرائيليها درآمد! بلنديهاي جولان از سوريه، نوار غزه و صحراي سينا از مصر و اورشليم شرقي از اردن. شايد اگر از اينجاي تاريخ بخواهيم اين برادران عزيزمان را با اسم سيب زميني بشناسيم، اشتباه نکردهايم. چرا که از آن پس آنها حتي به فکر آزادي سرزمينهاي خودشان هم نيفتادند چه رسد به اينکه آرمان رهايي قدس شريف را در سر داشته باشند! و اين پاسخ همه پرسشهايي است که اين روزها از خود ميپرسيم که چرا کشورهاي عربي و مسلمان هيچ کاري نميکنند؟ پس از شکست اعراب، مصر و اردن با اسرائيل پيمان صلح منعقد کردند، سوريه که خطر چنداني براي دولت صهيونيستي به حساب نميآمد و عراق هم متوجه دشمن جديدي به نام ايران شد! و عجيبتر آنکه همين عراق که نتوانسته بود با همکاري سه کشور ديگر حتي يک هفته در مقابل اسرائيل مقاومت کند، 8 سال تمام در برابر ايران جنگيد و لحظهاي هم عقب ننشست! هرچند از همان ابتدا مشخص بود که در کنار ارتش عراق، برادران جهادي مصر و اردن و ... هم حضور دارند و البته همان قدرتهايي که در جنگ شش روزه جانب اسرائيل را گرفته بودند، اينبار پشت سر عراق متجاوز بودند!...
بگذريم، صحبت بر سر اعراب بود و رفتارشان در برابر جنايات اسرائيليها و اينبار بهانه نوشتن، حوادث غمبار غزه. از آنجايي که خادم حرمين شريفين و حسني مبارک و بقيه شکم گندههاي منطقه، به تازگي ميزبان قدمهاي رييس جمهور آمريکا بودهاند و با توجه به اينکه در مرام و مسلک اين مسلمانان معتقد، احترام مهمان واجب ميباشد، طبعا نميتوان انتظار کوچکترين حرکتي را از آنها داشت! ما هم که مطابق معمول، اين سکوت مرگبار اعراب را محکوم کردهايم و خواستار بيداري همه مسلمين هستيم. بنلادن و ملاعمر و ياران القاعده هم که الان معلوم نيست در کدام نقطه عالم مشغول جهاد با صليبيان يا بريدن سر رافضيان هستد! در اين ميان، تنها ميتوان به دست و بازوي مجاهدان حماس و حزب الله و مردم مظلوم فلسطين ايمان و اعتقاد داشت که اين معرکه را نيز با پيروزي پشت سر بگذارند...
[4/2/1387- 10:36 ع] مسيح جان، شما همان دلفين باش!
[3/2/1387- 10:49 ع] آنچه امروز ديدم
[2/2/1387- 9:44 ص] دوست وهابي من و عشق آقاي خاتمي!
[31/1/1387- 11:44 ع] امان از اين حس غريب...
[30/1/1387- 2:32 ع] ابطحي و دم رضا شاه!
[29/1/1387- 1:0 ص] احمدي نژاد و سريالهاي تکراري!
[28/1/1387- 1:22 ص] نه! شيرين ، تو نبايد بميري!
[26/1/1387- 4:12 ع] سيما جان خسته نباشي!
[22/1/1387- 5:26 ع] اين داستان واقعي نيست!
[آرشيو شده ها]