هر کس برادري خدايي را از دست بدهد، گويي شريف ترينِ اعضاي خود را از دست داده است . [امام علي عليه السلام]
يکشنبه 7 بهمن 1386 , ساعت 11:32 صبح

هنوز توده‏هاي گل و يخ بجاي مانده از بارش برف ده - پانزده روز پيش در کوچه ها و خيابانهاي قم وجود دارد. راه رفتن و سبقت گرفتن از عابران به سختي انجام مي‏شود. علاوه بر آن بايد مراقب باشي که نلغزي و زمين نخوري! گاهي اوقات ترجيح مي‏دهي که براي سهولت در امر رفت و آمد، وارد حريم جاده شوي، اما خودتان که بهتر از بنده اوضاع و احوال ماشين‏سواران قمي را مي‏دانيد. در روزهاي عادي و آفتابي آدم جرات نمي‏کند که از عرض خيابان رد شود، چه رسد به اينکه برف و گل و لاي، نصف جاده را هم گرفته باشد. (چون معمولا تمرين‏ مسابقات آزاد اتومبيل‏راني در خيابانهاي قم انجام مي‏شود!) در چنين اوضاع و احوالي، شهرداري براي اينکه اندکي از مشکلات شهري را حل کند از مردم هميشه در صحنه خواسته است که خودشان دست به کار شوند و کوچه‏ها و معابر را سر و ساماني بدهند. مردم هميشه در صحنه هم مثل هميشه ثابت کردند که هميشه در صحنه حضور دارند! اما قدم زدن در پياده‏روهاي قم همچنان مصيبت بار است. ابر و باد و مه و خورشيد و فلک هم که انگار دست به دست هم داده‏اند تا اين شرايط ادامه داشته باشد. چرا که ما همچنان شاهد بارش برفهاي ناگهاني هستيم! مردمي که هر ساله با رسيدن فصل زمستان، چشم انتظار بارش برف بودند اين شبها ديگر حال و حوصله شنيدن اخبار هواشناسي را ندارند. گويا خبر بارش برفي ديگر، همه را نگران مي‏کند. در بعضي مناطق آب همچنان قطع است. البته همه گناه را که نمي‏شود گردن شهرداري انداخت، آخر بعضي ساختمانها خودشان تجربه چنين سرمايي را نداشتند و به ناچار آب در لوله‏هاي همان بناها يخ زده است. به همين دليل ما بايد چند روزي را به انتظار بنشينيم تا که خورشيد اندکي بر گرمايش بيفزايد و ما را از خشکسالي برهاند! الحمدالله مشکل قطعي گاز نداريم، اما چند روزي هست که برق مدام مي‏رود و مي‏آيد! همه اينها را نوشتم که عرض کنم امروز قم، غزه است!


اينجا قم!



[7/2/1387- 10:6 ع] آهستان....... تعطيل نمي‏شود!
[4/2/1387- 10:36 ع] مسيح جان، شما همان دلفين باش!
[3/2/1387- 10:49 ع] آنچه امروز ديدم
[2/2/1387- 9:44 ص] دوست وهابي‏ من و عشق آقاي خاتمي!
[31/1/1387- 11:44 ع] امان از اين حس غريب...
[30/1/1387- 2:32 ع] ابطحي و دم رضا شاه!
[29/1/1387- 1:0 ص] احمدي نژاد و سريالهاي تکراري!
[28/1/1387- 1:22 ص] نه! شيرين ، تو نبايد بميري!
[26/1/1387- 4:12 ع] سيما جان خسته نباشي!
[22/1/1387- 5:26 ع] اين داستان واقعي نيست!
[آرشيو شده ها]