دانشي که بدان عمل نمي شود، مانند گنجي است که از آن خرج نمي شود . صاحبش در گردآوريش خود را به رنج مي اندازد و به بهره اش نمي رسد . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
يکشنبه 8 مرداد 1385 , ساعت 12:46 صبح

خاطرات نماينده مردم مريخ


بالاخره پس از چند بار کانديدا شدن و رأي نياوردن در انتخابات امسال به پيروزي رسيدم و شدم نماينده مردم مريخ . فکر مي کنم اين بيستمين باري بود که در انتخابات کانديدا مي شدم ولي هر دفعه اتفاقي مي افتاد و من شکست مي خوردم 


در مريخ جلب آراي مردم خيلي دشوار است . بايد به هر ترفندي دست بزنيد تا خودتان را محبوب مردم بکنيد . مثلاً وعده هاي جالب بدهيد . مراسم شعبده بازي و آواز و ... برگزار کنيد . خلاصه ما توي هر دوره يه چيزي ياد گرفتيم . ما حريفاني داشتيم که به مردم وعده مي دادند ماهيانه 50 هزار ميخ به افراد بالاي 100 سال مي پردازد . ( البته اين ميخ با ميخ زمينيها فرق داره . اين ميخ واحد پول مريخيهاست ) چون اکثر مردم مريخ زير خط فقر قرار دارند اين حريف ما چند دوره بدجوري ما را شکست داد


خلاصه اينقدر شکست خورديم تا رسيد به دور قبلي ، روز انتخابات داشتم مي رفتم سر صندوق رأي که به خودم رأي بدهم که ناگهان در راه حالم خراب شد و بيهوش شدم و من را به بيمارستان بردند . حريفان هم نامردي نکردند و شايعه راه انداختند که فلاني مرده است و بيخود رأي خودتان را باطل نکنيد . البته مردم مريخ هم که خيلي اهل شايعه و اينجور حرفها هستند چون به ما علاقه داشتند همه با هم رأي خودشان را به اسم پسر من انداختند توي صندوق و پسر من با اينکه اصلا کانديدا نشده بود ، شد نماينده مردم مريخ . خوب اما از آنجائيکه ضرب المثل مريخي مي گويد : هر کسي 200 سال تلاش کند جوابش را همان سال دويستم مي بيند بنده امسال بالاخره شدم نماينده مردم مريخ . البته ماجرايش هم خيلي جالبه . من امسال به علت شرايط سني نمي توانستم کانديدا شوم چون در مريخ ، قانوني وجود دارد که افراد بالاي 500 سال نمي توانند کانديدا شودند . به همين خاطر من هم انتخابات را تحريم کردم در نتيجه تحريم کار خودش را کرد و مردم مريخ هم هر چي رأي بود به اسم من نوشتند حتي همه حريفان هم از تحريم استقبال کردند . خب در مريخ يک قانون ديگر هم وجود دارد که اگر 100% مردم به يک چيز رأي بدهند همان مي شود قانون . خلاصه بعد از دويست سال من به آرزوي خودم رسيدم و چون 100% مردم به من رأي دادند پس من مي توانم در قانون دست برده و کاري کنم که تا 20 سال ديگر هم نماينده مردم شريف و قدر شناس مريخ باشم 


ادامه خاطرات نماينده مردم مريخ را در آينده خواهيد خواند



[7/2/1387- 10:6 ع] آهستان....... تعطيل نمي‏شود!
[4/2/1387- 10:36 ع] مسيح جان، شما همان دلفين باش!
[3/2/1387- 10:49 ع] آنچه امروز ديدم
[2/2/1387- 9:44 ص] دوست وهابي‏ من و عشق آقاي خاتمي!
[31/1/1387- 11:44 ع] امان از اين حس غريب...
[30/1/1387- 2:32 ع] ابطحي و دم رضا شاه!
[29/1/1387- 1:0 ص] احمدي نژاد و سريالهاي تکراري!
[28/1/1387- 1:22 ص] نه! شيرين ، تو نبايد بميري!
[26/1/1387- 4:12 ع] سيما جان خسته نباشي!
[22/1/1387- 5:26 ع] اين داستان واقعي نيست!
[آرشيو شده ها]