ايمان بنده راست نباشد ، جز آنگاه که اعتماد او بدانچه در دست خداست بيش از اعتماد وى بدانچه در دست خود اوست بود . [نهج البلاغه]
جمعه 20 مرداد 1385 , ساعت 8:55 عصر

خاطرات روزانه نماينده مردم مريخ  قسمت دوم


قبلا براي شما گفتم که در آخرين انتخابات بنده به علت محدوديت سني نمي توانستم کانديدا شوم . به همين علت من انتخابات را تحريم کردم و مردم هميشه در صحنه مريخ هم از من حمايت کردند و آراي خود را به نام من نوشته و خلاصه  با حضور سبز مردم بنده افتخار اين را پيدا کردم که نمايندگي مردم مريخ را بر عهده بگيرم ساعاتي پس از پيروزي در انتخابات قرار شد که براي مردم مريخ سخنراني بکنم . من که سالها منتظر چنين لحظاتي بودم خودم را آماده کردم و در اولين نطق تلويزيوني با مردم چنين گفتم : « مردم شريف مريخ ، مردم با احساس ، با شعور ، با ادب ، با کرامت ، با شهامت ، با شجاعت ، با نزاکت مريخ سلام . چگونه مي توانم با شما صحبت کنم و حال آنکه مي دانم شما چه زحماتي را متحمل شده ايد تا نهال آزادي و دموکراسي را در اين سرزمين بکاريد . اي مردم شجاع شما بار سنگيني را بر دوش من گذاشته ايد و من کوچکتر از آنم که پاسخگوي احساسات پاک شما باشم . شما که با حضور آگاهانه خود مشت محکمي بر دهان تنگ نظران زديد و مرا به عنوان خادم خود برگزيديد . همانطوريکه مي دانيد چون بنده اصلا کانديدا نبودم بنابراين برنامه اي هم نداشتم و اکنون مي خواهم از اين فرصت استفاده کنم و اندکي از شعارهايم را براي شما بازگو کنم اگرچه همه شعارها را نمي شود در اين فرصت کوتاه بيان نمود بنده قول مي دهم که به طور مستمر شما را از شعار هاي خود مطلع کنم .


مردم آگاه مريخ


بزودي تمام کوچه ها و خيابانهاي مريخ بايد آسفالت شود .


بزودي تمام پارکهاي مريخ مجهز به چرخ و فلک ميشود.


به زودي تمام فقرا را اعدام مي کنم تا فقر از مريخ ريشه کن شود و ديگر کسي فقر و فحشا نسازد.


به زودي قيمت تمام اجناس به قيمتهاي 200 سال پيش بر ميگردد .


به زودي نمک هم شيرين مي شود و اصلاً هيچگونه شوري و ترشي و تلخي نبايد در مريخ وجود داشته باشد .


به زودي با تمام مهاجران قانوني و غير قانوني از کشورهاي ( ارميخستان ، ازميخستان ، افميخستان ، پاکميخستان ، قرميخستان ، آذميخستان ، تاجميخستان ، ترکميخستان و ساير ميخستانها ) مبارزه مي شود و آنهايي که در مريخ هستند بايد هر چه سريعتر به ميخستانهاي خودشان باز گردند.


از اين پس ديگر جوان بيکار نخواهيم داشت . اصلا هيچکسي بيکار نخواهد بود . از اين پس شما همه سر کاريد.


از اين پس همه بر گردن من حق داريد و من هم قول مي دهم که شما را دوست داشته باشم .


بياييد همديگر را دوست داشته باشيم . بياييد به همديگر لبخند بزنيم . به همديگر چپ نگاه نکنيم بلکه راست نگاه کنيم . ..


اهالي شريف مريخ شعارهاي من خيلي بيشتر از اينهاست . فعلا از شما خدا حافظي مي کنم و قول مي دهم بقيه شعارها را سال بعد در چنين روزي در مراسم جشن باشکوه انتخاب بنده براي شما مطرح کنم.»



[7/2/1387- 10:6 ع] آهستان....... تعطيل نمي‏شود!
[4/2/1387- 10:36 ع] مسيح جان، شما همان دلفين باش!
[3/2/1387- 10:49 ع] آنچه امروز ديدم
[2/2/1387- 9:44 ص] دوست وهابي‏ من و عشق آقاي خاتمي!
[31/1/1387- 11:44 ع] امان از اين حس غريب...
[30/1/1387- 2:32 ع] ابطحي و دم رضا شاه!
[29/1/1387- 1:0 ص] احمدي نژاد و سريالهاي تکراري!
[28/1/1387- 1:22 ص] نه! شيرين ، تو نبايد بميري!
[26/1/1387- 4:12 ع] سيما جان خسته نباشي!
[22/1/1387- 5:26 ع] اين داستان واقعي نيست!
[آرشيو شده ها]