دلت را با پند زنده کن و با بي رغبتي بميران و با يقين نيرو بخش و با حکمت روشن ساز . [امام علي عليه السلام]
سه‏شنبه 24 مرداد 1385 , ساعت 9:37 عصر

خاطرات روزانه نماينده مردم مريخ


پس از آن سخنراني غراء ، که شعارهاي زيادي را مطرح کرده بودم مردم شروع کردند به حمايت همه جانبه از من. چون تا حالا سابقه نداشت که نماينده اي ، اينقدر شعار جالب داشته باشد . من نمي دانم که اينها چه کار مي کردند . بيخود مردم را گول مي زدند اما پس از انتخاب شدن ديگر آنها را فراموش مي کردند . اما من ثابت مي کنم که مرد شعارم . البته پس از آن که درباره مهاجرين از کشورهاي ديگر صحبت کردم سفيران اين کشورها شروع کردند به تماس گرفتن با من . اول از همه سفير « افميخستان » با من تماس گرفت و شروع کرد به آه و ناله که تو رو خدا يک چند وقت ديگه هم هواي ما را داشته باشيد. بعد از او هم بقيه سفيران از « آذميخستان ، پاکميخستان ، تاجميخستان ، ارميخستان و قرميخستان » صف کشيدند جلوي دفترم و هر کدام خواسته اي داشتند . خلاصه ما که تحمل شنيدن دردها و مصائب همسايه ها را نداشتيم ، کم مانده بود که گريه کنيم و با اجازه شما مردم مريخ ، اولين شعارم را موقتاً کنار گذاشتم و ضمن بخشش کليه بدهکاريهاي اين دوستان قول داديم که باز هم به آنها کمک بلاعوض کنيم . البته به شرطي که آنها هم آدم باشند و هي دشمنان ما مريخي ها را به اين منطقه نکشانند و ديگر در مجامع بين المللي پشت سر ما حرف نزنند!! 



[7/2/1387- 10:6 ع] آهستان....... تعطيل نمي‏شود!
[4/2/1387- 10:36 ع] مسيح جان، شما همان دلفين باش!
[3/2/1387- 10:49 ع] آنچه امروز ديدم
[2/2/1387- 9:44 ص] دوست وهابي‏ من و عشق آقاي خاتمي!
[31/1/1387- 11:44 ع] امان از اين حس غريب...
[30/1/1387- 2:32 ع] ابطحي و دم رضا شاه!
[29/1/1387- 1:0 ص] احمدي نژاد و سريالهاي تکراري!
[28/1/1387- 1:22 ص] نه! شيرين ، تو نبايد بميري!
[26/1/1387- 4:12 ع] سيما جان خسته نباشي!
[22/1/1387- 5:26 ع] اين داستان واقعي نيست!
[آرشيو شده ها]