بالاخره پس از مدتها چشممان به جمال دلاراي سيد محمد علي ابطحي روشن شد و تلويزيون چهره ايشان را به نمايش گذاشت که در مراسم ارتحال آيت الله توسلي ، کنار آقاي هاشمي رفسنجاني نشسته بودند! از حال و روزشان معلوم بود که غم زيادي در دل دارند! اينرا از نوشته وبلاگش هم ميتوان فهميد. آنجا که دست به افشاگري ميزند و مينويسد که مرحوم توسلي در جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام و بخاطر ناراحتي از توهينهاي صورت گرفته به نوه حضرت امام سکته کرده است! ابطحي آنقدر از اين حادثه ناراحت است که از صدا و سيما هم انتقاد ميکند که چرا به مردم نميگويد آقاي توسلي بخاطر اهانت به امام؟؟ جان داده است! البته مشابه چنين جملاتي را افراد ديگري هم بر زبان راندهاند. به عنوان مثال ميتوان به سخنان آقاي محمد هاشمي اشاره کرد که فوت آيت الله توسلي را شهادت گونه خواندهاند! (بد نيست آقايان کارگزاران سازندگي کمي هم به گذشته مراجعه کنند و آخرين سخنراني مرحوم سيد احمد خميني و ناراحتيهاي ايشان را هم بياد بياورند!!) به هر حال اين حساسيت و نگراني آقاي ابطحي و دوستانشان در دفاع از امام راحل جاي تشکر و تقدير فراوان دارد. بيجهت نيست که ايشان عنوان خط امامي را براي خود برگزيدهاند و به مناسبتهاي مختلف اين لقب را يدک ميکشند! اما نميدانم چرا وقتي به مغزم فشار ميآورم ياد روزهايي ميافتم که در دولت اصلاحات، رنگيننامههاي آقايان بيشترين توهينها را به انديشههاي امام راحل روا ميداشتند، اما دريغ از يکبار خشم مقدس اين ذوب شدگان در ولايت! گويي آقاي سيد هادي خامنهاي از همين جماعت نبود که روزنامهي وي، به خود جرات داد تا کاريکاتوري را به امام راحل نسبت دهد! و انگار روشنفکران اصلاح طلب نبودند که در پناه دولت اصلاحات و به بهانه آزادي بيان، فرياد ميزدند که امروز انديشههاي خميني را بايد در موزههاي تاريخ جستجو کرد!... البته وقتي نوشته آقاي ابطحي را تا پايان همراهي ميکنيم، متوجه ميشويم که دغدغههاي اصلي ايشان چيز ديگري است. او مينويسد: « جنازه آقاي توسلي از جماران تا نياوران روي دست تشييع شد... هيئت مفصلي هم از طرف آيه الله العظمي منتظري آمده بودند. آقاي توسلي در طول زندگياش ارادت ويژهاي به آقاي منتظري داشت. اين را هم مخفي نميکرد. همه ميدانستند!» بله وقتي آدم خودش از مريدان واقعي آقاي منتظري باشد، ديگر لازم نيست که ارادتش را به ايشان کتمان کند. اما نکته
قابل تامل اينجاست که ابطحي چنان از مشاهده هيات اعزامي آيتالعظمي... ذوق زده شده است که انگار يادشان رفته همين حضرت آقا و طرفدارانشان، روزگاري دل امام را به درد آوردند و از آن زمان تاکنون، بيشترين توهين و اهانت را به امام راحل و خانواده ايشان روا داشتهاند. (کافيست سري به نوشتهها و شبنامههاي اين جماعت بزنيد و ببينيد که چه توهينهايي به حاج سيد احمد خميني ميکنند و چه مسائلي را به آن مرحوم نسبت ميدهند!) اما وقتي آدم بخواهد بيشترين استفاده ممکن را از شرايط موجود ببرد، برايش فرقي نميکند که مخاطب خود را احمق فرض بکند يا خير. مهم آنست که ابطحي خود بهتر از هر کسي از رابطه منتظري با امام راحل آگاه است و همچنين خيلي خوب ميداند که امروز مساله اصلي مملکت، انتخابات است. پس براي پيروزي در آن بايد حتي بر جنازه اموات هم گريه کرد و براي انتخابات نيز سينه زد! ابطحي ارتباط عزاداري و انتخابات را اينچنين بيان ميکند: « آقاي خاتمي بعد از مراسم بهشت زهرا به دوستان اعلام کرد که امشب به جلسه ي مجمع روحانيون مبارز برويم. براي يادبود آقاي توسلي و لابد مسئلهي انتخابات! »... لطفا خودتان حدس بزنيد که در اين مراسم عزاداري، آقاي خاتمي چه روضه و نوحهاي براي حضار خواندهاند؟!
[4/2/1387- 10:36 ع] مسيح جان، شما همان دلفين باش!
[3/2/1387- 10:49 ع] آنچه امروز ديدم
[2/2/1387- 9:44 ص] دوست وهابي من و عشق آقاي خاتمي!
[31/1/1387- 11:44 ع] امان از اين حس غريب...
[30/1/1387- 2:32 ع] ابطحي و دم رضا شاه!
[29/1/1387- 1:0 ص] احمدي نژاد و سريالهاي تکراري!
[28/1/1387- 1:22 ص] نه! شيرين ، تو نبايد بميري!
[26/1/1387- 4:12 ع] سيما جان خسته نباشي!
[22/1/1387- 5:26 ع] اين داستان واقعي نيست!
[آرشيو شده ها]