در انتخاب دوست، آزمودن را مقدّم دار ؛ زيراآزمودن، معيار جدا سازِ ميان نيکان و بدان است . [امام علي عليه السلام]
سه‏شنبه 30 بهمن 1386 , ساعت 10:8 صبح

بالاخره پس از مدتها چشممان به جمال دلاراي سيد محمد علي ابطحي روشن شد و تلويزيون چهره ايشان را به نمايش گذاشت که در مراسم ارتحال آيت الله توسلي ، کنار آقاي هاشمي رفسنجاني نشسته بودند! از حال و روزشان معلوم بود که غم زيادي در دل دارند! اينرا از نوشته وبلاگش هم مي‏توان فهميد. آنجا که دست به افشاگري مي‏زند و مي‏نويسد که مرحوم توسلي در جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام و بخاطر ناراحتي از توهين‏هاي صورت گرفته به نوه حضرت امام سکته کرده است! ابطحي آنقدر از اين حادثه ناراحت است که از صدا و سيما هم انتقاد مي‏کند که چرا به مردم نمي‏گويد آقاي توسلي بخاطر اهانت به امام؟؟ جان داده است! البته مشابه چنين جملاتي را افراد ديگري هم بر زبان رانده‏اند. به عنوان مثال مي‏توان به سخنان آقاي محمد هاشمي اشاره کرد که فوت آيت الله توسلي را شهادت گونه خوانده‏اند! (بد نيست آقايان کارگزاران سازندگي کمي هم به گذشته مراجعه کنند و آخرين سخنراني مرحوم سيد احمد خميني و ناراحتي‏هاي ايشان را هم بياد بياورند!!) به هر حال اين حساسيت و نگراني آقاي ابطحي و دوستانشان در دفاع از امام راحل جاي تشکر و تقدير فراوان دارد. بي‏جهت نيست که ايشان عنوان خط امامي را براي خود برگزيده‏اند و به مناسبتهاي مختلف اين لقب را يدک مي‏کشند! اما نمي‏دانم چرا وقتي به مغزم فشار مي‏آورم ياد روزهايي مي‏افتم که در دولت اصلاحات، رنگين‏نامه‏هاي آقايان بيشترين توهين‏ها را به انديشه‏هاي امام راحل روا مي‏داشتند، اما دريغ از يکبار خشم مقدس اين ذوب شدگان در ولايت! گويي آقاي سيد هادي خامنه‏اي از همين جماعت نبود که روزنامه‏ي وي، به خود جرات داد تا کاريکاتوري را به امام راحل نسبت دهد! و انگار روشنفکران اصلاح طلب نبودند که در پناه دولت اصلاحات و به بهانه آزادي بيان، فرياد مي‏زدند که امروز انديشه‏هاي خميني را بايد در موزه‏هاي تاريخ جستجو کرد!... البته وقتي نوشته آقاي ابطحي را تا پايان همراهي مي‏کنيم، متوجه مي‏شويم که دغدغه‏هاي اصلي ايشان چيز ديگري است. او مي‏نويسد: « جنازه آقاي توسلي از جماران تا نياوران روي دست تشييع شد...  هيئت مفصلي هم از طرف آيه الله العظمي منتظري آمده بودند. آقاي توسلي در طول زندگي‏اش ارادت ويژه‏اي به آقاي منتظري داشت. اين را هم مخفي نمي‏کرد. همه مي‏دانستند!» بله وقتي آدم خودش از مريدان واقعي آقاي منتظري باشد، ديگر لازم نيست که ارادتش را به ايشان کتمان کند. اما نکتهابطحي و منتظري قابل تامل اينجاست که ابطحي چنان از مشاهده هيات اعزامي آيت‏العظمي... ذوق زده شده است که انگار يادشان رفته همين حضرت آقا و طرفدارانشان، روزگاري دل امام را به درد آوردند و از آن زمان تاکنون، بيشترين توهين و اهانت را به امام راحل و خانواده ايشان روا داشته‏اند. (کافيست سري به نوشته‏ها و شب‏نامه‏هاي اين جماعت بزنيد و ببينيد که چه توهينهايي به حاج سيد احمد خميني مي‏کنند و چه مسائلي را به آن مرحوم نسبت مي‏دهند!) اما وقتي آدم بخواهد بيشترين استفاده ممکن را از شرايط موجود ببرد، برايش فرقي نمي‏کند که مخاطب خود را احمق فرض بکند يا خير. مهم آنست که ابطحي خود بهتر از هر کسي از رابطه منتظري با امام راحل آگاه است و همچنين خيلي خوب مي‏داند که امروز مساله اصلي مملکت، انتخابات است. پس براي پيروزي در آن بايد حتي بر جنازه اموات هم گريه کرد و براي انتخابات نيز سينه زد! ابطحي ارتباط عزاداري و انتخابات را اينچنين بيان مي‏کند: « آقاي خاتمي بعد از مراسم بهشت زهرا به دوستان اعلام کرد که امشب به جلسه ي مجمع روحانيون مبارز برويم. براي يادبود آقاي توسلي و لابد مسئله‏ي انتخابات! »... لطفا خودتان حدس بزنيد که در اين مراسم عزاداري، آقاي خاتمي چه روضه و نوحه‏اي براي حضار خوانده‏اند؟!



[7/2/1387- 10:6 ع] آهستان....... تعطيل نمي‏شود!
[4/2/1387- 10:36 ع] مسيح جان، شما همان دلفين باش!
[3/2/1387- 10:49 ع] آنچه امروز ديدم
[2/2/1387- 9:44 ص] دوست وهابي‏ من و عشق آقاي خاتمي!
[31/1/1387- 11:44 ع] امان از اين حس غريب...
[30/1/1387- 2:32 ع] ابطحي و دم رضا شاه!
[29/1/1387- 1:0 ص] احمدي نژاد و سريالهاي تکراري!
[28/1/1387- 1:22 ص] نه! شيرين ، تو نبايد بميري!
[26/1/1387- 4:12 ع] سيما جان خسته نباشي!
[22/1/1387- 5:26 ع] اين داستان واقعي نيست!
[آرشيو شده ها]