• وبلاگ : آهستان
  • يادداشت : مذهب مولانا؟!
  • نظرات : 1 خصوصي ، 14 عمومي
  • تسبیح دیجیتال

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + رسول 

    سلسله جلسات "مولوي زير ذرّه بين نقد"

    http://drfereidoni.blogfa.com/tag/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%88%DB%8C

    عده اي از مردم به راستي باور کرده اند مولوي مجسمه دين و عقايد حقّه است و کتاب معروف وي کتابي خالي از انحراف و اباطيل است !!،و به واسطه اين تبليغات که باعث دور شدن مردم از حقيقت عرفان و معارف حقيقي از دين که همان معارف بلند و رفيع وحقيقي چهارده معصوم عليهم السلام است لازم دانستيم سلسله جلسات استاد دکتر حسين فريدوني را که به منظور آشنايي با عقايد و تفکرات و انحرافات مولوي و به جهت نقد و بررسي منصفانه آثار معروف و عقايد او بر پايه برهان و عقل، قرآن و روايات که در شبکه جهاني سلام ضبط شده در خدمت حقيقت جويان و محققان و محبان اهل بيت عليهم السلام قرار بدهيم و اميدواريم که مورد رضايت حضرت بقيه الله الاعظم قرار بگيرد ان شا ء الله تعالي .



    + مهرداد 
    سلام
    لطفا اصلاح بفرمام «امام حسن عسکري» اشتباها بجاي«ک»،«گ» نوشته شده
    + رحيمي 

    امام خميني (س) عبارتي درباره مثنوي دارد که بسيار عجيب است. من از کساني که مخالفت‌هايي مي‌کنند مي‌خواهم درباره حرف اين مرد بزرگ بيانديشند.

    امام مي‌فرمايد: «کثيرى از ناس شعر مثنوى را جبر مى‏دانند و حال آنکه مخالف با جبر است و علت آن اين است که آقايان معناى جبر را نمى‏دانند. و چنانکه مرحوم حاجى (مراد امام، حکيم حاج ملا هادي سبزواري است) نيز در شرح خود بر مثنوى نتوانسته در شرح و تفسير، مرام مولوى را برساند؛ زيرا حکيمى قول عارفى را بيان نموده بدون اينکه حظ وافر از قريحه عرفانى داشته باشد و بلاتشبيه مثل اين است که ملحدى، مرام نبى مرسلى را شرح کرده باشد. بيان مرام شخصى قريب الافق بودن با اعتقاد او را لازم دارد، براى شرح قول عارف رومى، مردى صوفى که يک نحوه کشف ذوقى داشته باشد لازم است که آن هم نه با نثر بلکه با نظمى که از روى ذوق عرفانى برخاسته باشد مانند نسيمى که از سطح آبى برمى‏خيزد، به شرح آن بپردازد.» (تقريرات فلسفي، ج2، ص198)

    به هر حال مولوي و امثال مولوي آدم‌هاي بزرگي بوده‌اند و نمي‌شود درباره آنها و آراء آنها به راحتي اظهار نظر کرد، عجولانه سخن گفت و سبکسرانه قضاوت کرد.

    + خاک 
    اي رستخيز ناگهان وي رحمت بي‌منتها
    اي آتشي افروخته در بيشه انديشه‌ها

    امروز خندان آمدي مفتاح زندان آمدي

    بر مستمندان آمدي چون بخشش و فضل خدا


    خورشيد را حاجب تويي اوميد را واجب تويي

    مطلب تويي طالب تويي هم منتها هم مبتدا

    در سينه‌ها برخاسته انديشه را آراسته

    هم خويش حاجت خواسته هم خويشتن کرده روا

    اي روح بخش بي‌بدل وي لذت علم و عمل

    باقي بهانه‌ست و دغل کاين علت آمد وان دوا

    ما زان دغل کژبين شده با بي‌گنه در کين شده

    گه مست حورالعين شده گه مست نان و شوربا

    اين سکر بين هل عقل را وين نقل بين هل نقل را

    کز بهر نان و بقل را چندين نشايد ماجرا

    تدبير صدرنگ افکني بر روم و بر زنگ افکني

    و اندر ميان جنگ افکني في اصطناع لا يري

    مي‌مال پنهان گوش جان مي‌نه بهانه بر کسان

    جان رب خلصني زنان والله که لاغست اي کيا
    خامش که بس مستعجلم رفتم سوي پاي علم
    کاغذ بنه بشکن قلم ساقي درآمد الصلا


    سلام ممنون از اين اطلاعات مفيدي که در اختيار همه گذاشتي.

    اتفاقا" همين امروز مورد بحث من و رفقا مذهب مولانا بود.

    به اميد روز مبادا...!

    سلام

    موضوع جالبي را انتخاب كرديد

    *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
    كبوتر دل من روزي
    به سوي بيستون عزم كوچ كرد
    نوشته ام دو سه بيتي ز آن ديار غريب

    بدان اميد كه بيني در او نگار و فريب

    *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

    اين بار با روياي بيستون به روز هستم و منتظر حضور گرم و نظر سبز شما

    #####################

    ### كوچه ام مهتابي است ###

    #####################

    سلام .

    كدام بزرگي از علامه محمد تقي جعفري بزرگتر ؟

    اميدوارم تفسير ايشون رو در مورد مولانا در اون كتاب به اون عظمت خونده باشيد يا بخونيد .

    مهم اين نيست كه ديگران حتي بزرگترين عالمان چي مي گن مهم اينه كه ما فكر مي كنيم حرف كدوم صحيحه يا كدوم حرفشون صحيحه .

    البته من هم براي مراجعي كه فرموديد احترام قائلم همون گونه كه براي نظر و آراي همه احترام قائلم .

    با متني به نام : كدام فرهنگ ؟ كدام عدالت ؟ ... آپ هستم .

    خوشحال ميشم سري بزنيد

    به نام هروسپ خدا
    با درود !
    پوستيني کهنه دارم من
    يادگار از روزگاراني غبار آلود.
    مانده ميراث از نياکانم مرا اين روزگار آلود.
    هاي فرزندم !
    بشنو و هشدار
    بعد من اين سالخورد جاودان مانند
    با بر و دوش تو دارد کار.
    اين پوستين کهنه مان کم کم دارد پاره پاره مي شود ! اخوان باز چه نيک گفته که :
    کاوه ايي پيدا نخواهد شد اميد !
    کاشکي اسکندري پيدا شود !
    وبلاگ من پشت هيچستانم داغدار است ! داغدار از دريدن و پاره پاره کردن ميراثمان يا به قول اخوان پوستين کهنه مان !
    با مطلبي تحت عنوان (( انتقاد مراجع تقليد نوري همداني و صافي گلپايگاني به برگزاري کنگره مولانا )) به روز شده است.
    منتظر حضور سرختان هستم.
    عرفان مولانا قابل انكار نيست حتي اگر آن چيزي كه آقايان هم مي خواهند نباشد بي ترديد يكي از 5 قله رفيع ادب ايران زمين است و بايد اين مفاخر را به دنيا شناساند ...ايام به كام

    سلام

    الهي بينايي ده تا ره بشناسيم و قدرتي تا ان ره بپيماييم.

    به ماهم سري بزنيد.ممنون

    سلام

    زيبائي حوزه به همين است نه اينكه درست ميگويند

    بلكه چون ميگويند.......

    عذر هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه

    چو نديدند حقيقت ره افسانه زدند

    كدام دين و مذهب را اين چنين ديده اي

    سلام.
    مطلب بسيار بسيار خوبي نوشته‏ايد. اگه «روح مجرد» رو كامل خونده باشيد، مي‏بينيد كه مرحوم علامه طهراني در اين كتاب براي ابن عربي سنگ تمام مي‏ذارن و شيعه‏ بودن ابن عربي رو به قطع اثبات مي‏كنند. ضمن اينكه آنجا ايشان اشاره دارند به اين مطلب كه:«جده حسن بن علي» تنها در نسخه‏هاي تحريف شده‏ي فتوحات يافت شده، و در ديگر نسخه‏ها، حسين بن علي يافت شده است. (روح مجرد، ص359)

    مطلب وسيع مي‏شه اگر شروع كنم صحبت كردن، و از حوصله شما خارج. بخش پنجم كتاب روح مجرد بسيار مفيد است، احتمالا خوانده باشيد؛ الله اعلم.
    يا علي.

    + ققنوس 

    به نام خدا

    سلام عليكم !

    چرا فقط يه دونه كامنت دارين؟؟؟ آخه چرا؟؟؟

    در مورد پستتون نمي دونم چي بايد بگم !!!!!!!!

    يا حق

    جناب آقاي حسيني سلام و خسته نباشيد.

    مطلب زيبايتان را خواندم.

    از تشريف فرمايي شما هم ممنونم.

    اميدوارم دوستاني كه شما در كامنتتان ذكر فرموديد سالم باشند و مشكلي برايشان پيش نيامده باشد.

    موفق باشيد و التماس دعا