سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

آن که از دنیا اندوهناک است ، از قضاى خدا خشمناک است . و آن که از مصیبتى که بدو رسیده گله آرد ، از پروردگار خود شکوه دارد و آن که نزد توانگر رفت و به خاطر مالدارى وى از خود خوارى نشان داد دو ثلث دینش را به باد داد ، و آن که قرآن خواند و مرد و راه به دوزخ برد از کسانى بود که آیات خدا را به فسوس گرفت و افسانه شمرد ، و آن که دلش به دوستى دنیا شیفته است دل وى به سه چیز آن چسبیده است : اندوهى که از او دست بر ندارد ، و حرصى که او را وانگذارد ، و آرزویى که آن را به چنگ نیارد . [نهج البلاغه]
شنبه 86 آبان 12 , ساعت 10:51 صبح

اخیرا مرجع بزرگواری با اشاره به برگزاری کنگره بزرگداشت مولانا فرموده‏اند: « افرادی که کنگره بزرگداشت مولوی را در ایران برگزار کرده‏اند و آن حرف ها را بیان نمودند باید از امام زمان (عج) خجالت بکشند.» مرجع محترم دیگری هم در این خصوص گفته‏اند: « کتاب شعر مولوی از نظر ادب و تمثیل قابل استفاده است، ولی در این کتاب انحرافات بسیاری وجود دارد که با اصول و عقاید ما همخوانی ندارد و سبب منحرف شدن جامعه می‏شود.»...

نوشتن اینبار کمی سخت است. هم باید احترام مراجع بزرگوار را حفظ کرد و هم باید از مردی سخن گفت که اشعار و اندیشه هایش جهان را در نوردیده است. عارفی که مراحل عالیه عرفان را گذرانده و انسانهای بیشماری را پس از خود از جام مثنوی معنوی‏اش سیراب کرده‏است. اما علی رغم همه اینها، در زندگی پر فراز و نشیب او و آثار و مکتوباتش شاید مطالبی وجود داشته باشد که قضاوت را درباره‏اش کمی سخت کند. به عنوان مثال میتوان به اشعاری از مثنوی اشاره کرد که که درباره معاویه سروده است و یا آنهایی که ظاهرا بر علیه شیعه و یا اهل تشیع هست. البته بسیاری از مولوی شناسان، زبان او را در مثنوی، همراه با کنایه و ایهام و رمز و راز می‏دانند...

 به هرحال ضمن احترام به مراجع بزرگوار تقلید، میخواهم به مطلبی از کتاب «روح مجرد» اشاره کنم و نظر استاد مسلم اخلاق و عرفان مرحوم آقای سید علی قاضی ( استاد عرفان شخصیتهایی چون علامه طباطبایی و آیت الله بهجت و ...) را درباره مولوی بیان کنم. در بخشی از این کتاب می‏خوانیم: « ایشان ملای رومی را هم عارفی رفیع مرتبه میدانستند و به اشعار وی استشهاد می‏نمودند و او را از شیعیان خالص امیرالمومنین (ع) می‏شمردند. مرحوم قاضی قائل بودند که محال است کسی به مرحله کمال برسد و حقیقت ولایت برای او مشهود نگردد و می‏فرمودند وصول به توحید فقط از ولایت است. ولایت و توحید یک حقیقت میباشند. بنابراین بزرگان از معروفین و مشهورین  عرفا که اهل سنت بوده‏اند، یا تقیه میکرده‏اند و در باطن شیعه بوده‏اند و یا به کمال نرسیده‏اند.» ( روح مجرد ص 343)

البته لازم به ذکر است که مولوی تنها شخصیتی نیست که مورد مناقشه و اختلاف علما است، عرفای مشهور دیگری هم وجود داشته‏اند که همواره مورد بحث و اختلاف فریقین بوده‏اند. به عنوان مثال میتوان به عارف مشهور «ابن عربی» اشاره کرد. گروهی او را از علمای اهل سنت و برخی هم او را پیرو مذهب شیعه دانسته‏اند. نکته جالب در خصوص ابن عربی اینست که عکس این قضیه هم وجود دارد، یعنی در میان علمای شیعه و سنی کسانی وجود داشته و دارند که سعی کردند ابن عربی را از خود دور کنند و به طرف مقابل نسبت دهند!! اما باید اعتراف کنیم که علمای بزرگ شیعه مانند امام خمینی و علامه طباطبایی و آقای قاضی و ... همواره از او به نیکی یاد کرده و در کتب خود، از او و مکتوباتش نام برده‏اند و همه اینها در حالی است که در آثار ابن عربی مطالبی وجود دارد که ظاهرا بر علیه شیعه و شیعیان نوشته شده است...

در کتاب «اسوه عارفان » می‏خوانیم مرحوم آقای قاضی به ابن عربی و کتاب « فتوحات مکیه» وی بسیار توجه داشتند و می‏فرمودند: محیی الدین از کاملین است و در فتوحات او، شواهد و ادله فراوان است که او شیعه بوده است؛ و مطالبی که مناقض با اصول مسلمه اهل سنت است بسیار است...» حتی امام راحل در پیام خود به گورباچف، آنجا که او را به آیین اسلام دعوت میکند و نام دانشمندان اسلام را برای او ذکر میکند، از ابن عربی هم یاد میکنند. آقای جوادی آملی در کتاب « آوای توحید» که شرح و تفسیری است بر نامه امام خمینی به گورباچف در این خصوص می‏فرمایند: « ... در فتوحات تصریح میکند به اینکه نزدیکترین مردم به رسول اکرم (ص) علی بن ابیطالب (ع) است که دارای (اسرار انبیا) است و نیز اینکه میگوید سرانجام آتش دوزخ به برکت اهل بیت نسبت به دوزخیان برد و سلام میشود. هرگز کسی که در پیشگاه عترت طاهره این قدر متواضع است، آن نقل را تایید نمیکند. ( اشاره به سخنی از ابن عربی علیه شیعه!) »

و همچنین شیخ بهایی در ذیل حدیث 36 از کتاب اربعین، از محی الدین به عنوان عارف کامل یاد نموده و بعد از گفتار وی درباره حضرت مهدی (عج) چنین میگوید: « شاید بر مرام او مطلع شوی» مرحوم صدرالمتالهین در شرح اصول کافی بعد از نقل مبسوط گفتار ابن عربی، چنین می فرمایند: « ... نگاه کنید ای برادران، در طی سخنان او مطالبی است که بر کیفیت مذهب او دلالت میکند.»  

شعرانی در مبحث «اشراط الساعه» و ظهور حضرت مهدی (عج) و در مواضع دیگر چنین میگوید: «...عبارت محی‏الدین در باب 366 از فتوحات این است: « بدانید که خروج مهدی (عج) حتمی است و او از عترت رسول الله است و از فرزندان فاطمه (ع) می‏باشد و جد او حسین بن علی (ع) و پدر او حسن عسگری فرزند امام محمد علی نقی (با نون) فرزند محمد تقی (با تاء) فرزند امام علی‏الرضا فرزند امام موسی الکاظم فرزند امام جعفرالصادق فرزند امام محمد الباقر فرزند امام زین‏العابدین علی فرزند حسین فرزند امام علی‏بن ابیطالب علیهم السلام می‏باشد.»

آیه الله جوادی آملی در این مورد در کتاب آوای توحید می‌نویسند: « این گونه دقیق ضبط کردن و «نقی» با نون را از «تقی» با تا، جدا ساختن برای صیانت افکار مذهبی است؛ در حالیکه در کتاب فتوحات کنونی اثری از این عبارتها نیست، بلکه فقط یک جمله گمراه کننده دارد که :« جده حسن بن علی!» و شعرانی این مطلب را در سال 958 نوشته و چنین می‌گوید :« عمر شریف حضرت مهدی (ع) در این تاریخ 706 سال می‌باشد»...

 



آهستان....... تعطیل نمی‏شود!
[عناوین آرشیوشده]