سفارش تبلیغ
صبا ویژن

زبیر پیوسته خود را از ما به حساب مى‏داشت تا آنکه فرزند نافرخنده‏اش عبد اللّه پا به جوانى گذاشت . [نهج البلاغه]
سه شنبه 86 آذر 27 , ساعت 9:32 عصر

شب بود و سکوت، اما کویر نبود!

و من خسته و دلشکسته از بازی روزگار و دلتنگ و پریشان از فراق یار و دیار، در پناه شب و سکوت، چشم براه آمدن روزها و شبهایی که سرنوشت نامعلوم مرا رقم خواهند زد!

و با آنکه کوچکترین نسبتی با کویر ندارم، دلم برای کویر تنگ شده است، گویا که در کویر، دلم را جا گذاشته ام!



آهستان....... تعطیل نمی‏شود!
[عناوین آرشیوشده]