آنکه در دين خدا تفقّه کند، خداوند همّ و غمش را کفايت مي کند و از آنجاکه به حساب نمي آورد، روزيش دهد . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
چهارشنبه 17 بهمن 1386 , ساعت 5:0 عصر

خوب الحمدالله کشور ما پله‏هاي ترقي را يکي يکي دارد طي مي‏‏کند و عنقريب است که همه کشورهاي متمدن و غيرمتمدن دنيا را پشت سر خود بگذارد. انرژي هسته‏اي را که هر طوري بود ثابت کرديم حق مسلم همه ماست. داروي ضد ديابت را که به دنيا عرضه کرديم. موشک را هم که خودتان ديديد، همين چند روز پيش به آسمان فرستاديم، خوب ديگر چه چيزي باقي مي‏ماند؟ نه شما بگوييد،‏ مگر بقيه جا‏هاي دنيا چگونه به مدارج بالاي علمي رسيده‏اند؟ خوب همين کارها را کرده‏اند ديگر. تازه يک مورد از پيشرفتهاي مهم را يادم رفت که بگويم. بله موضوع مهم انتخابات و کانديداهاي مجلس! خدا را شکر در اين زمينه هم ثابت کرده‏ايم که حرفهاي زيادي براي گفتن داريم. ديگر گذشت آن سالهايي که بايستي منت بعضي‏ آدمها را مي‏کشيديم و خواهش مي‏کرديم که بيايند و کانديدا بشوند. گذشت آن دوراني که تنها در چند رشته خاص براي انتخابات نامزد داشتيم . خدا را شکر با پيشرفت علوم و تخصصي شدن رشته‏هاي مختلف، سروکله آدمهاي متخصص نيز به وادي انتخابات باز شده است و از يکي دو دوره پيش ما شاهد استقبال کم‏نظير هنرمندان، سينمادوستان، ورزشکاران، صنعتگران و ساير علاقمندان به امر خطير نمايندگي بوده‏ايم. البته براي رسيدن به مجلس آرماني هنوز هم راه فراواني در پيش داريم، اما نبايد فراموش کنيم که دوره به دوره اوضاع دارد بهتر مي‏شود. مثلا ما در دوره ششم تنها يک کارگردان آنهم از نوع سينمايي‏اش در مجلس داشتيم ، اما در دوره هفتم دوستان مستندساز هم به جمع نمايندگان مردم اضافه شدند، و خدا را شکر در آستانه انتخابات مجلس هشتم، هنرپيشه‏ها هم براي عقب نماندن از قافله ثبت نام کرده‏اند! در دوره ششم ما  تنها يک شاعر خانم در مجلس داشتيم، اما در دوره هفتم تعداد شعرا بيشتر شد و براي دوره بعدي هم انتظار داريم که شعراي بزرگي در حوزه‏ اشعار عرفاني، حماسي و همچنين نيمايي و سپيد داشته باشيم! در دوره ششم تنها يک ورزشکار در مجلس حضور داشت که البته ايشان رييس فدراسيون بوکس بودند و گاهي اوقات براي مشورت به مجلس تشريف مي‏بردند، اما در مجلس هفتم اتفاق بزرگي افتاد و جامعه کشتي هم صاحب يک کرسي در مجلس شد. البته انتظار مي‏رود که در اين دوره، ساير رشته‏هاي ورزشي هم صاحب کرسي بشوند. خوشبختانه مديران باشگاهها و مربيان تيمهاي فوتبال هم براي احقاق حقوق خود دست بکار شده‏اند! علاوه بر اين، مجريان اخبار و خبرنگاران و کارشناسان هواشناسي و گويندگان و خوانندگان موسيقي سنتي و پاپ هم بيکار ننشسته‏اند. همانطوريکه عرض شد و خودتان هم مي‏دانيد با توجه به گستردگي دايره علوم و فنون، حضور نمايندگان و متخصصان مختلف در مجلس امري ضروري و اجتناب‏ناپذير است. به همين خاطر، افراد درگير در انتخابات بايد بگونه‏اي برنامه ريزي کنند که لااقل در دوره‏هاي بعدي و انتخابات آينده، افراد متخصص در رشته‏هاي ديگر هم بتوانند نامزدهايي براي انتخابات داشته باشند. به عنوان مثال همين ورزش را در نظر بگيريد، چه اشکالي دارد که از ميان کارشناسان و مربيان تيمهاي هندبال، بسکتبال، واليبال، شنا، شيرجه، واترپلو و وزنه‏برداري، نمايندگاني داشته باشيم؟ يا در حوزه سينما و هنر، واقعا احساس مي‏شود که جاي گريمورها، طراحان صحنه و صداگذاري و ميکس و مونتاژ در مجلس خالي است و همچنين در صنعت، ما احتياج مبرم داريم به نمايندگاني که در امر بخاري‏سازي، آبگرمکن‏سازي و جوشکاري تخصص لازم را داشته باشند! و همينطور در رشته‏ها و تخصصهاي مختلف! البته براي رسيدن به قله‏هاي افتخار مشکلاتي هم وجود دارد که براي حل آن، به برنامه‏ريزي دقيق و جامعي نيازمنديم. متاسفانه اينروزها و در آستانه انتخابات دوره هشتم حوادثي اتفاق افتاده است که ان‏شاء‏الله در دوره‏هاي بعدي، ديگر شاهد تکرار آن نباشيم. منظورم، موضوع ردصلاحيت گسترده نامزدهاي انتخاباتي است! عده‏اي را به بهانه اعتياد و مشروب‏خواري و افرادي را هم به جرم تحصن و تشنج و رشوه و مشکلات اقتصادي رد صلاحيت کرده‏اند! سوال بنده اينست که مگر معتادان و متحصنان و رشوه‏بگيران و ... ايراني نيستند؟ مگر اين هموطنان عزيز ما حق ندارند نمايندگاني در خانه خودشان داشته باشند؟ پس خاضعانه از مسولان محترم تقاضا دارم که فکري هم براي اين اقشار مظلوم و دلسوز و آسيب‏پذير بنمايند و خلقي را از نگراني برهانند! به اميد آن دوره‏اي که هر ايراني، يک نماينده در مجلس داشته باشد!



[7/2/1387- 10:6 ع] آهستان....... تعطيل نمي‏شود!
[4/2/1387- 10:36 ع] مسيح جان، شما همان دلفين باش!
[3/2/1387- 10:49 ع] آنچه امروز ديدم
[2/2/1387- 9:44 ص] دوست وهابي‏ من و عشق آقاي خاتمي!
[31/1/1387- 11:44 ع] امان از اين حس غريب...
[30/1/1387- 2:32 ع] ابطحي و دم رضا شاه!
[29/1/1387- 1:0 ص] احمدي نژاد و سريالهاي تکراري!
[28/1/1387- 1:22 ص] نه! شيرين ، تو نبايد بميري!
[26/1/1387- 4:12 ع] سيما جان خسته نباشي!
[22/1/1387- 5:26 ع] اين داستان واقعي نيست!
[آرشيو شده ها]