خوب الحمدالله کشور ما پلههاي ترقي را يکي يکي دارد طي ميکند و عنقريب است که همه کشورهاي متمدن و غيرمتمدن دنيا را پشت سر خود بگذارد. انرژي هستهاي را که هر طوري بود ثابت کرديم حق مسلم همه ماست. داروي ضد ديابت را که به دنيا عرضه کرديم. موشک را هم که خودتان ديديد، همين چند روز پيش به آسمان فرستاديم، خوب ديگر چه چيزي باقي ميماند؟ نه شما بگوييد، مگر بقيه جاهاي دنيا چگونه به مدارج بالاي علمي رسيدهاند؟ خوب همين کارها را کردهاند ديگر. تازه يک مورد از پيشرفتهاي مهم را يادم رفت که بگويم. بله موضوع مهم انتخابات و کانديداهاي مجلس! خدا را شکر در اين زمينه هم ثابت کردهايم که حرفهاي زيادي براي گفتن داريم. ديگر گذشت آن سالهايي که بايستي منت بعضي آدمها را ميکشيديم و خواهش ميکرديم که بيايند و کانديدا بشوند. گذشت آن دوراني که تنها در چند رشته خاص براي انتخابات نامزد داشتيم . خدا را شکر با پيشرفت علوم و تخصصي شدن رشتههاي مختلف، سروکله آدمهاي متخصص نيز به وادي انتخابات باز شده است و از يکي دو دوره پيش ما شاهد استقبال کمنظير هنرمندان، سينمادوستان، ورزشکاران، صنعتگران و ساير علاقمندان به امر خطير نمايندگي بودهايم. البته براي رسيدن به مجلس آرماني هنوز هم راه فراواني در پيش داريم، اما نبايد فراموش کنيم که دوره به دوره اوضاع دارد بهتر ميشود. مثلا ما در دوره ششم تنها يک کارگردان آنهم از نوع سينمايياش در مجلس داشتيم ، اما در دوره هفتم دوستان مستندساز هم به جمع نمايندگان مردم اضافه شدند، و خدا را شکر در آستانه انتخابات مجلس هشتم، هنرپيشهها هم براي عقب نماندن از قافله ثبت نام کردهاند! در دوره ششم ما تنها يک شاعر خانم در مجلس داشتيم، اما در دوره هفتم تعداد شعرا بيشتر شد و براي دوره بعدي هم انتظار داريم که شعراي بزرگي در حوزه اشعار عرفاني، حماسي و همچنين نيمايي و سپيد داشته باشيم! در دوره ششم تنها يک ورزشکار در مجلس حضور داشت که البته ايشان رييس فدراسيون بوکس بودند و گاهي اوقات براي مشورت به مجلس تشريف ميبردند، اما در مجلس هفتم اتفاق بزرگي افتاد و جامعه کشتي هم صاحب يک کرسي در مجلس شد. البته انتظار ميرود که در اين دوره، ساير رشتههاي ورزشي هم صاحب کرسي بشوند. خوشبختانه مديران باشگاهها و مربيان تيمهاي فوتبال هم براي احقاق حقوق خود دست بکار شدهاند! علاوه بر اين، مجريان اخبار و خبرنگاران و کارشناسان هواشناسي و گويندگان و خوانندگان موسيقي سنتي و پاپ هم بيکار ننشستهاند. همانطوريکه عرض شد و خودتان هم ميدانيد با توجه به گستردگي دايره علوم و فنون، حضور نمايندگان و متخصصان مختلف در مجلس امري ضروري و اجتنابناپذير است. به همين خاطر، افراد درگير در انتخابات بايد بگونهاي برنامه ريزي کنند که لااقل در دورههاي بعدي و انتخابات آينده، افراد متخصص در رشتههاي ديگر هم بتوانند نامزدهايي براي انتخابات داشته باشند. به عنوان مثال همين ورزش را در نظر بگيريد، چه اشکالي دارد که از ميان کارشناسان و مربيان تيمهاي هندبال، بسکتبال، واليبال، شنا، شيرجه، واترپلو و وزنهبرداري، نمايندگاني داشته باشيم؟ يا در حوزه سينما و هنر، واقعا احساس ميشود که جاي گريمورها، طراحان صحنه و صداگذاري و ميکس و مونتاژ در مجلس خالي است و همچنين در صنعت، ما احتياج مبرم داريم به نمايندگاني که در امر بخاريسازي، آبگرمکنسازي و جوشکاري تخصص لازم را داشته باشند! و همينطور در رشتهها و تخصصهاي مختلف! البته براي رسيدن به قلههاي افتخار مشکلاتي هم وجود دارد که براي حل آن، به برنامهريزي دقيق و جامعي نيازمنديم. متاسفانه اينروزها و در آستانه انتخابات دوره هشتم حوادثي اتفاق افتاده است که انشاءالله در دورههاي بعدي، ديگر شاهد تکرار آن نباشيم. منظورم، موضوع ردصلاحيت گسترده نامزدهاي انتخاباتي است! عدهاي را به بهانه اعتياد و مشروبخواري و افرادي را هم به جرم تحصن و تشنج و رشوه و مشکلات اقتصادي رد صلاحيت کردهاند! سوال بنده اينست که مگر معتادان و متحصنان و رشوهبگيران و ... ايراني نيستند؟ مگر اين هموطنان عزيز ما حق ندارند نمايندگاني در خانه خودشان داشته باشند؟ پس خاضعانه از مسولان محترم تقاضا دارم که فکري هم براي اين اقشار مظلوم و دلسوز و آسيبپذير بنمايند و خلقي را از نگراني برهانند! به اميد آن دورهاي که هر ايراني، يک نماينده در مجلس داشته باشد!
[4/2/1387- 10:36 ع] مسيح جان، شما همان دلفين باش!
[3/2/1387- 10:49 ع] آنچه امروز ديدم
[2/2/1387- 9:44 ص] دوست وهابي من و عشق آقاي خاتمي!
[31/1/1387- 11:44 ع] امان از اين حس غريب...
[30/1/1387- 2:32 ع] ابطحي و دم رضا شاه!
[29/1/1387- 1:0 ص] احمدي نژاد و سريالهاي تکراري!
[28/1/1387- 1:22 ص] نه! شيرين ، تو نبايد بميري!
[26/1/1387- 4:12 ع] سيما جان خسته نباشي!
[22/1/1387- 5:26 ع] اين داستان واقعي نيست!
[آرشيو شده ها]